معمای هستی صفحه 7

صفحه 7

میگذارند همه چیز برایم تازگی داشت، ولی بیش از همه در «اسرار هستی» اندیشه می‌کردم و همیشه سؤالات گوناگونی مغز مرا آزار میداد این پرسشها در نظرم بصورت کوههای سهمگین و خطرناکی جلوه می‌کردند که با نوکهای بلند و تیز خود دل آسمان فکر انسان را شکافته و همچنان پیش میرفتند.

درست احساس می‌کردم که فکر من در برابر این پرسشها مانند «قایق کوچکی» است که در یک دریای بی کران و عمیق، گرفتار طوفان شده باشد و در میان امواج خرد کننده آن نزدیک است درهم بشکند!

گاهی آرزو می‌کردم مرغ سبکبال روحم از این قفس که نامش تن است آزاد میشد، و بر فراز آسمانها آنجا که فرشتگان در حرکتند پرواز می‌کرد، شاید پاسخ این پرسشها را در آنجا بجویم.

این پرسشها مانند سنگهای سنگین روی سینه من فشار می‌داد و درون جانم را میخورد ولی تنها به این امید که شاید روزی پاسخ آنها را بیابم دلخوش بودم.

آری تنها همین امید مرا زنده نگه میداشت.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه