معرفت توحید و عدل صفحه 110

صفحه 110

1- النحل: 90.

2- نهج البلاغه: حکمت 231.

3- البلد الامین: 317.

«اَلّلهُمَّ فَصَلِّ عَلی مُحَمَدٍ وَ آلِهِ، وَ احْمِلْنی بِکَرَمِکَ عَلَی التَّفَضُّلِ، وَ لاتَحْمِلْنی بِعَدْلِکَ عَلَی الْاسْتِحْقاقِ.»(1)

«خدایا! بر محمّد و آل او درود فرست و با کرم خود با من به فضل رفتار کن، و با عدل خود با من به استحقاق رفتار مکن.»

در برخی احادیث تصریح شده که عدل برای اقامه ی حق است:

«إنَّ الْعَدْلِ میزانُ اللهِ سُبحانَهُ، الَّذی وَضَعَهُ فِی الْخَلقِ وَ نَصَبَهُ لِاِقامَهِ الْحَقِّ»(2)

«عدل، ترازوی خدای سبحان است که در میان آفریدگان نهاده و برای برپایی حق، آن را نصب کرده است.»

«اَعدَلُ الخَلقِ أقضاهُم بِالحَقِّ.»(3)

«عادل ترین آفریدگان کسی است که بیش از همه به حق حکم می کند.»

بدین سان معنای رایج عدل در عرف عام و نیز آیات و احادیث، معنای مذکور است، هر چند ممکن است گاهی به معنایی عام تر به کار رود.

2. معنای دیگر عدل «وضع کلّ شیء فی موضعه» است. شهید مطهری با عنوان موزون بودن و تناسب و تعادل از این تعریف یاد کرده اند.(4) این معنا، عام ترین معنای عدل است و تمام صفات فعلی خدا را شامل می شود، خواه صفاتی که به جنبه ی تکوینی و وجودی مثل خالق و حکیم اشاره دارد، خواه صفاتی که به جنبه ی ارزشی و اخلاقی دلالت می کند، مثل صادق و کریم.

یکی از اشکالات تعریف بالا این است که براساس آن، افعال به دو قسم عادلانه و ظالمانه تقسیم می شود و جایی برای فضل و احسان باقی نمی ماند. زیرا اگر فعل در موضع خود باشد، عدل خواهد بود و اگر در موضع خود نباشد ظلم خواهد بود. برای مثال اگر شخص میز کارش را در جای مناسبی از اتاق قرار دهد یا آن را در جای مناسب سفره قرار دهد که دست همه به آن برسد، عملش مصداق عدل خواهد بود،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه