معرفت توحید و عدل صفحه 16

صفحه 16

1- تحف العقول، ص 176.

2- نهج البلاغه، خطبه 85.

دیده ها و دلها، خدا را فرا نمی گیرند.

مُحَرَّمٌ عَلَی الْقُلُوبِ أَنْ تُمَثّلَهُ، وَ عَلَی الْأَوْهامِ أَنْ تَحُدَّهُ، وَ عَلَی الضَّمائِر أَنْ تُکَوِّنَهُ. جَلَّ وَ عَزَّ عَنْ أداتِ خَلْقِهِ وَ سِماتِ بِرَیَّتهِ. وَ تَعالی عَنْ ذَلِکَ عُلُواً کَبیراً.(1)

بر دلها تحریم شده است که تشبیهش کنند و بر اوهام که محدودش سازند و بر اندیشه ها که آن را در خود آورند [و از آن صورتی بسازند]. او از ابزارهای خلقش و نشانه ها و توصیف های آفریدگانش، منزه و مبراست. و از آن ها برتری بسیار دارد.

بدین ترتیب، در سیر انفسی نیز مانند سیر آفاقی، از سویی صانع و مغیر اثبات می شود، و از سوی دیگر نسبت به ذات او معرفتی حاصل نمی شود. و از همین جاست که انسان دچار تحیر شده و از تغییردهنده خویش می خواهد تا خود را به او معرفی کند.

تفاوتی که در میان سیر آفاقی و سیر انفسی وجود دارد، این است که در بازگشت به نفس، انسان با شدت هرچه تمامتر، مصنوعیت و فقر وجودی خویش را وجدان می کند و از این رو با یقین و اطمینان بیشتری به صانع و قیوم و مدبر خویش اقرار و اعتراف می کند.

همان گونه که می بینیم نهایت سیر عقلی در خداشناسی، اثبات آفریدگار و بی همتا بودن او و حیرت در شناسایی اوست و در این نوع سلوک، معرفتی از شخص و ذات آفریدگار به دست نمی آید. اما در این موقف سیر خداشناسی به پایان نمی رسد، بلکه معرفه الله به معنای حقیقی آن از طریق فطرت و قلب، از همین جا آغاز می شود.

پس از تجلی خدا بر عقول، اگر انسان خواهان معرفت حقیقی بوده و از آمادگی روحی نیز برخوردار باشد، خدای متعال بر قلب او تجلی کرده و به ندای وجدانش پاسخ می دهد و با معرفت شیرین و گوارای قلبی- و نه ذهنی و مفهومی- او را سیراب می سازد. اینجاست که انسان خود را در پیشگاه خدای سبحان احساس کرده و در عین خضوع و خشوع و تأثر، با وی سخن می گوید و راز دل و درد سینه را با او نجوا می کند و از همین جا، علتِ درخواست های مکرر ائمه اطهار (علیهم السلام) از خداوند، درباره معرفت خدا، روشن می شود:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه