معرفت توحید و عدل صفحه 43

صفحه 43

1- دربا ره روایاتی که پس از این نقل خواهد شد، باید به این نکته توجه نمود که کلمه «صفه» در اصل، مصدر است و معنای لغوی آن «توصیف کردن» می باشد، گرچه در موارد متعدد به معنای حاصل مصدر نیز به کار می رود. رجوع کنید به لسان العرب، المصباح المنیر و اساس البلاغه.

2- معانی الاخبار، ص 11، حدیث 1 و 2.

3- توحید صدوق، ص 115.

4- همان مأخذ، ص 79.

5- توحید صدوق، ص 45.

مُحَرَّمٌ... عَلی غَوائِصِ سابِحاتِ النَّظَر تَصْوِیْرُه... مُمْتَنِعٌ...عَنِ الْأَذْهانِ أَنْ تُمَثِّلَه...قَدْ ضَلَّتِ الْعُقُولُ فِی أَمْواجِ تَیّارِ إدْراکِه.(1)

تصویر کردن خدا بر شناوران غواص [کسانی که در تصور خدا تفکر و خوض می کنند] حرام است... مجسم کردن او در ذهنها محال است...عقلها در امواج پرتلاطم ادراکش، گمراه گشته اند.

روایات زیادی در این زمینه در کتب حدیث نقل شده است که برای نمونه خوانندگان عزیز را به کتاب توحید صدوق ارجاع می دهیم.

در توجیه مطلب فوق باید به دو مقدمه توجه کرد.

الف) خالق و مخلوق هیچ شباهتی با هم ندارند و از جهت ذات و اوصاف با هم متباین و متخالفند. زیرا اگر آفریدگار خصوصیات آفریدگان را داشته باشد، او نیز آفریده شده خواهد بود نه آفریننده:

«لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْء»(2)

چیزی شبیه خداوند نیست.

بانَ مِنَ الْخَلْقِ فَلا شَیْءَ کَمِثْلِه.(3)

خدا با مخلوقات متباین است پس چیزی شبیه او نیست.

مُباینٌ لِجَمیعِ ما أَحْدثَ فِی الصِّفات.(4)

خدا با همه حادثها در صفات متباین است.

إنَّ الله تَبارکَ وَ تَعالی خِلْوٌ مِنْ خَلْقِه وَ خَلْقُهُ خِلْوٌ مِنهُ.(5)

فَکُلُّ ما فِی الْخَلْقِ لا یُوجَدُ فی خالِقِه وَ کُلُّ ما یُمْکِنُ فیه یَمْتَنِعُ مِن صانِعِه.(6)

هر چه در مخلوق باشد در خالق یافت نمی شود. و هرچه در مخلوق ممکن است یافت شود، ممتنع است در سازنده آن یافت شود.

ب- شناخت انسان و دایره معلوماتش، درباره موجوداتی است که به نحوی با او سنخیت دارند و دو موجودِ از همه جهت متباین، محال است نسبت به یکدیگر، معرفت

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه