چیستی هنر مجموعه مقالات صفحه 63

صفحه 63

تجربه های مطرح، ممکن است به شناخت یا احساس محور یا تفسیرمحور مربوط باشند و نه منحصراً زیبایی شناسانه. افزون بر این، دو مطلب را رد می کند: 1. تجربه زیبایی شناسانه باید منحصراً براساس احساس باشد؛ 2. تجربه زیباشناسانه باید بی غرض باشد. او فکر نمی کند که ویژگی های احساس برانگیز در آثار هنری، تنها مربوط به قدرتشان در تأمین تجربه زیباشناسانه است و اجازه می دهد کشش یا نفعی در فایده عملی یک شیء بتواند با ویژگی های مطرح هنری هماهنگ باشد.

این نوع تعریف کارکردگرایانه از استیکر به ناچار برخی پرسش های جدید را برمی انگیزد، اگرچه در هر حال، پیشرفتی در درک این امر به شمار می رود که کارکرد هنری، یگانه و تغییرناپذیر نیست _ کارکردهای بیشتری که یک شخص تصدیق می کند و کارکردهای انعطاف پذیری که وجود دارد _ امر مشکل تر، اعتقاد به این مسئله است که هدف های مورد نظر هنر، از خود آن متمایز است.

دوباره نسبیت عالم هنری

دوباره نسبیت عالم هنری

با وجود امتیازهای تعاریف تلفیقی که هم اکنون به آن اشاره شد، این تعاریف در رهایی از معضل نسبیت عالم هنری که پیش تر توضیح داده شد، ناکام مانده اند. هر نظریه ای که هنری بودن را وابسته به جنبه انعکاسی _ تاریخی در عرصه عالم هنری معیّنی قرار دهد، درحالی که اجازه می دهد (همچنان که باید) عوالم هنری متفاوتی هر کدام با تاریخ مربوط به خود وجود داشته باشند، اگر نتواند ماهیت عوالم هنری را تحلیل کند، در تکمیل

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه