- اشاره 3
- هنر، تعریف و شناسایی 3
- نئوویتگنشتاینیسم:1 هنر به عنوان یک مفهوم باز 4
- وایتز (1956)، نقش نظریه در زیباشناسی 14
- اشاره 44
- چالش های تعریف هنر 44
- تعریف و مقصود از آن 44
- تعاریف اولیه هنر 46
- آیا تعریف هنر ناممکن است؟ 48
- تعاریف از دهه 1690 به بعد 50
- تعاریف به لحاظ تاریخی _ انعکاسی1 54
- تعاریف تلفیقی 59
- دوباره نسبیت عالم هنری 63
- تعریف هنر 65
- اشاره 65
- تعاریف هنر 142
- 1. تعاریف 144
- 2. تعاریف اولیه هنر 145
- 3. کارکردگرایی و رویه گرایی 150
- 4. تعاریف ارجاعی 154
زیرا هر چند خردورز پنداشته شده اند، اما بسان حیوانات تصور نشده اند. از آن سو، شمپانزه مستثنی می شوند زیرا هر چند حیوانند، ولی خردورز به نظر نرسیده اند و بر همین قیاس. این تعریف بسا از کفایت تام برخوردار نباشد اما به روشنی مفاهیم راجع به اصطلاح مورد تعریف را در قدر جامع(1) دو رده جداگانه جای می دهد: رده موجودات خردورز و رده حیوانات.
دو تعریف اولیه از هنر _ تعاریف تقلید و بیان احساس(2)_ به سرمشق های رهیافت سنتی به تعریف چندان توجه نمی کنند. در مورد اول، افلاطون، با این بیان که هنر تقلید است، چندان در بند تعریف هنر نبوده است آن گونه که از هجوم [نقادانه] به اتهام نارسایی متافیزیکی پا بر جا بماند. او هنر را دو مرتبه دور از واقعیت [مثالی] می دید؛ تقلیدی از تقلید واقع. با این وصف، بیش از دوهزار سال پس از آن، گرایش به تقلیدی بودن هنر، همچون تعریفی شعاری دهان به دهان می گشته است بی آنکه اندک تأملی در آن شود. دوام این نظریه غیرموجه، معلول فقدان تمایل به فلسفه هنر بوده است. فلاسفه برای محک زنی این دیدگاه هرگز خود را به زحمت نینداختند. در هر حال، تلاش برای تعریف هنر به منزله تقلید، به دلیل تعیین یک شرط به جای دو شرط و در نتیجه ادعای تقلیدی بودن هنر بی هیچ قید و شرطی، به نقض رهیافت سنتی می انجامد. این تعریف مدعی است که همه آثار هنری تقلیدند. با این وصف، تعریف روشن نمی سازد که آیا رده آثار هنری و رده تقلیدها، همتافته اند [نسبت منطقی تساوی] با این که رده آثار هنری، درون رده تقلیدهای آمیخته با تقلیدهای غیرهنری جای دارند.
1- The overlep.
2- The imitation and expression definitions.