ایستاده در باد صفحه 6

صفحه 6

فَقُلْت: یا فاطمه!

فَقالَت فاطمه: ما تَشاء یا عمرُ؟!

فَقُلْت: ما بالُ ابنِ عمک قَد أوردک للْجوابِ و جلَس منْ وراء الْحجابِ؟

فَقالَت لی: طُغْیانُک یا شَقی! أخْرَجنی و ألْزَمک الْحجه و کُلَّ ضالٍّ غَوِی.

فَقُلْت: دعی عنْک الْأباطیلَ و أساطیرَ النساء و قُولی لعلی یخْرُج.

فَقالَت: لا حب و لا کَرامه أ بِحزْبِ الشَیطانِ تُخَوفُنی یا عمرُ؟! و کانَ حزْب الشَیطانِ ضَعیفاً … (21)

پس فاطمه بیرون آمد و پشت درب ایستاد و گفت: ای گمراهانِ تکذیب کننده! چه می‌گویید؟ و چه می‌خواهید؟

گفتم: ای فاطمه!

فاطمه گفت: ای عمر! چه می‌خواهی؟!

گفتم: چرا پسر عمویت تو را برای جواب دادن حاضر کرده و خودش داخل خانه نشسته است؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه