- سخن ناشر 1
- اشاره 7
- واژه فلسفه 8
- اشاره 8
- واژه سوفیست 8
- 2. فلسفه به معنای هدف غایت حکمت 10
- 1. فلسفه به معنای شناخت 10
- اشاره 10
- تعریف اصطلاحی فلسفه 10
- تعریف فلسفه 12
- اشاره 15
- موضوع فلسفه 15
- روش فلسفه 16
- غایت و فوائد فلسفه 18
- فوائد فلسفه 18
- مبادی فلسفه 19
- مابعدالطبیعه( متافیزیک) 21
- اشاره 24
- تاریخچه و زمینه پیدایش فلسفه 24
- تاریخ فلسفه 25
- تاریخچه فلسفه اسلامی 25
- اهمیت تاریخ فلسفه 25
- مباحثی در باب فلسفه اسلامی 26
- کمکهای فلسفه به علوم 30
- اشاره 30
- رابطه فلسفه با سایر علوم 30
- 1. اثبات موضوعات علوم 31
- 2. اثبات اصول موضوعه 31
- اشاره 32
- کمک های علوم به فلسفه 32
- کمک فلسفه به عرفان 32
- 2. تهیه زمینه های جدید برای تحلیل های فلسفی 32
- 1. اثبات مقدمه برخی از براهین 32
- کمکهای عرفان به فلسفه 33
- رابطه کلام و فلسفه 33
- اشاره 37
- اشاره 38
- روش فلسفه مشاء 39
- بنیان گذار مکتب فلسفی مشاء 40
- اشاره 40
- 1. ابویوسف یعقوب کندی 40
- 2. ابو نصر فارابی 43
- 3. ابن سینا 44
- 3. فلسفه مشاء در مغرب زمین 45
- 1. مرحله تأسیس 45
- 2. مرحله افول 45
- اشاره 45
- دوره ها و مراحل فلسفه مشاء 45
- اشاره 48
- تعریف و روش فلسفه اشراق 48
- تاریخچه و زمینه پیدایش فلسفه اشراق 50
- بنیان گذار مکتب فلسفی اشراق 50
- 1. فلسفه مشاء 51
- منابع فلسفه اشراق 51
- اشاره 51
- 4. عرفان اسلامی 52
- 2. فلسفه ایران باستان 52
- 3. فلسفه یونان 52
- نسبت فلسفه اشراق با افلاطون 53
- 1. اصالت ماهیت و اعتباری بودن وجود 55
- اصول و مبانی فلسفه اشراق 55
- الف) نورالانوار 56
- 4. اقسام نور جوهری 56
- اشاره 56
- 2. نور و ظلمت 56
- 3. تقسیم نور به جوهر و عرض 56
- ج )نفوس یا انوار اسفهبدیه 57
- ب) عقول یا انوار قاهره 57
- 5. صور معلقه و اشباح مجرده 58
- 6. بساطت جسم 59
- اشاره 61
- روش کلامی 61
- فواید علم کلام 62
- مهم ترین مشرب های عمده کلامی 64
- عرفان در لغت واصطلاح 68
- اشاره 68
- موضوع عرفان 70
- هدف عرفان 71
- اشاره 71
- روش عرفان 71
- دوره های تاریخی تصوف و عرفان 71
- 2. اشتراک 73
- 1. تفاوت 73
- اشاره 76
- اشاره 77
- منابع حکمت متعالیه 77
- 3. عرفان 78
- 2. علم کلام 78
- 4. فلسفه های پیشین 79
- صدرالمتالهین و آرای پیشینیان 79
- 1. الحکمه المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاربعه 80
- اشاره 80
- مهم ترین کتاب های ملاصدرا 80
- 3. کتاب مفاتیح الغیب 81
- 2. کتاب الشواهد الربوبیه 81
- اشاره 84
- مسائل هستی 85
- اشاره 85
- مسائل ویژه هستی 86
- احکام وجود و ماهیت 90
- اشاره 90
- واژه وجود 90
- بدیهی بودن مفهوم وجود( هستی) 91
- ماهیت 91
- دلیل بدیهی بودن مفهوم وجود 93
- زیادت وجود بر ماهیت در ذهن 93
- دلایل فیلسوفان بر زیادت وجود بر ماهیت 94
- اشاره 97
- اصالت وجود یا اصالت ماهیت 97
- نگاهی به تاریخچه مسئله 100
- دلایل اصالت وجود(مهم ترین دلیل) 102
- تقریر برهان اصالت وجود 103
- تقریر برهان اصالت ماهیت 103
- دلایل اصالت ماهیت (مهم ترین دلیل) 103
- اشاره 106
- تاریخچه بحث وجود ذهنی 106
- ایرادها و پاسخ ها درباره وجود ذهنی 107
- اشکال سوم 109
- اشاره 111
- 1. دلیل عقلی 112
- دلایل عقلی و نقلی متکلمان 112
- پاسخ فلاسفه اسلامی 113
- 2. دلیل نقلی 113
- اشاره 114
- نظرات گوناگون در ثابت و متغیّر 114
- ثابت و متغیّر 114
- 2. نظریه آتمیسم 115
- 3. نظریه ارسطو 115
- 4. نظریه ملاّ صدرا 116
- 5. نظریه هراکلیت (هرقلیطوس) 117
- علیت 119
- اشاره 119
- اهمیت قانون علیت 119
- اشاره 119
- منشاء انتزاع مفهوم علّیت 120
- اشاره 120
- 2. قانون علیت پایه و اساس دانش بشر 120
- 2. نظریه فطری (عقل محض) 121
- 3. نظریه حکمای مسلمان 122
- تعریف علّیت 122
- تحلیل علّیّت 123
- اشاره 124
- 1. نظریه حسّی (مادّی) 124
- مناط وملاک نیازمندی معلول به علّت چیست ؟ 124
- 2. نظریه حدوث زمانی 125
- 3. نظریه ماهوی 126
- 4. نظریه فقر وجودی (امکان فقری) 127
- سنخیّت علّی و معلولی 129
- اقسام علّت 130
- 1. نظریه مادّه گرایان 133
- تعریف 133
- اشاره 133
- اشاره 133
- 3. نظریه فیلسوفان مسلمان 134
- 2. نظریه متکلّمان مسلمان 134
- 4. نظریه ملاّ صدرا 134
- 1. راه ارسطویی یا «برهان حرکت» 135
- اثبات فلسفی واجب الوجود 135
- اشاره 135
- راه های فلسفی در اثبات واجب الوجود 135
- 2. راه سینوی یا «برهان امکان و وجوب» 136
- 3. راه صدرایی یا «برهان صدّیقین» 136
- 1. معیار احکام و صفات واجب الوجود 138
- احکام واجب الوجود 138
- 2. کیفیت صفات واجب 138
- 3. راه های شناخت صفات ثبوتی واجب الوجود 140
ماهیت
واژه (ماهیت) کلمه ای عربی و مخفف (ماهویت) است و اصل این کلمه (ما هو) ( چیست او؟) بوده است که (یاء) و (تاء) مصدری بر آن افزوده شده است. سپس با تخفیف، (ماهیت) شده و این کلمه به معنای چیستی شی ء است. هر ممکن الوجودی از نظر عقلی دارای دو حیثیت است: یکی وجود ( هستی) و دیگری، ماهیت ( چیستی). وقتی می گوییم: (انسان، درخت و سنگ هست.) این موجودات در وجود و هستی مشترکند، ولی در حیثیت دیگر که (انسان بودن)، (درخت بودن) و (سنگ بودن) است، گوناگونند و هر یک دارای حیثیتی ویژه اند. این حیثیت ویژه را، که چیستی آن ها را تشکیل می دهد، (ماهیت) می گویند.
بدیهی بودن مفهوم وجود( هستی)
در این جا، بدیهی در مقابل نظری است. بدیهیات, آن تصورات و تصدیقاتی است که نیازی به فکر و اندیشه ندارد; یعنی لازم نیست در به دست آوردن آن اموری را ترتیب داده یا مقدماتی بچینیم. بلکه مفهوم آن, با اندک توجه و التفاتی به دست می آید. مانند: تصور مفهوم آب و آتش و تصدیق به این که آفتاب نورانی یا یک موجود خارجی است. در مقابل بدیهیات, نظریات قرار دارد. نظری, آن تصور یا تصدیقی است که نیاز به فکر و اندیشه دارد و باید با ترتیب امور معلوم, آن را به دست آورد. مانند: تصور ماهیت انسان و اسب یا تصدیق به این که جهان حادث است یا جهان آفرین قدیم است. جنس و فصلِ ماهیات را بدون اندیشه نمی توان به دست آورد و همچنین بسیاری از تصدیقات را بدون تعقل و تعمق نمی توان درک کرد. درباره بدیهی بودن ادراکات، سه نظریه مطرح است:
1. برخی (1) برآنند که همه مفاهیم بدیهی اند و ادراک نظری وجود ندارد.
2. برخی از فیلسوفان روزگار جدید، مانند حسیون و مادّیون، برآنند که تصوّر
1- (1) . مانند فخرالدین رازی.