عقل و ایمان از دیدگاه ابن رشد، صدرالمتالهین شیرازی و ایمانوئل کانت صفحه 131

صفحه 131

این است که وی مردم را به دو دسته اصلی تقسیم می کند: فیلسوفان (اهل برهان) و توده مردم (اهل جدل و خطابه). روش پیشنهادی وی برای توده مردم، ظاهرگرایی افراطی است. به عقیده ابن رشد، اگر این گروه به حال خود واگذاشته شوند، در بیشتر موارد، اساساً تعارضی بین عقل و ایمان احساس نمی کنند تا در پی چاره جویی برآیند؛ اما اگر به هر دلیل به وجود تعارض ظاهری پی بردند، باید با بیان این نکته که این مورد از متشابهات است و جز خدا تأویل آن را نمی داند، آتش کنجکاوی آنان را فرو نشاند؛ اما وظیفه اهل برهان آن است که در موارد تعارض، گزاره شرعی را به گونه ای تأویل کنند که با برهان عقلی موافق درآید.

شاید این تقسیم بندی را بتوان منشأ طرح نظریه «دوگانگی حقیقت» به شمار آورد؛ یعنی پیروان لاتینی ابن رشد چنین گمانی کرده اند که از نظر فیلسوف اندلس، حکمت و شریعت هر کدام قلمرو جداگانه ای دارند و حقیقت مربوط به هر یک از آن دو، متفاوت از دیگری است. در قلمرو شریعت، باید به ظواهر آیات و روایات بسنده کرد و همان را حقیقت دانست بدون آنکه از چون و چراهای عقلی سخن برانیم و در قلمرو جکمت، عقل، یکّه تاز معرکه است و ناهماهنگی داده های آن با معارف دینی، ذرّه ای از حقیقت بودنش نمی کاهد.

این برداشت از سخنان ابن رشد، به طور کامل بی اساس است. اگر حکمت و شریعت، قلمرو جداگانه ای داشتند و از موضوع و حقیقت مشترکی گفت و گو نمی کردند، چرا ابن رشد، این همه خود را به زحمت انداخته و برای نشان دادن هماهنگی آن دو کوشیده است؟ تشویق توده مردم به ظاهرگرایی نه از آن رو است که این ظواهر - هر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه