ترجمه حاشیه تهذیب المنطق صفحه 106

صفحه 106

صدق و کذبی هست که صفت خبر است،و صدق و کذبی هست که صفت مخبِر است؛اگر شما صدق و کذب را صفت خبر دانید،دور لازم میاید،اما لازم نیست که صفت خبر دانیم،بلکه[او را]صفت مخبر میدانیم،و بعد از آن،تعریف قضیه چنان میشود که:

قضیه:قولی است که احتمال داشته باشد صدق و کذب قائل[آن]را،یعنی ممکن باشد که قائلش مطابق واقع گفته باشد،یا غیر مطابق[با]واقع گفته باشد؛پس در این صورت دور لازم نیاید،به واسطه آنکه در تعریف[به]این صورت،صدق و کذب را اخذ نکرده اند[برای خبر].لهذا بعضی گفته اند که:«القضیه قول یصلح أن یقال لقائله أنّه صادق او کاذب».

-و بعضی دیگر جواب گفته اند که:صدق و کذب موقوف بر خبر نیست،بلکه صدق و کذب بدیهی است.

-و بعضی دیگر گفته اند که:خبر بدیهی است و موقوف بر صدق و کذب نیست،و تعریف،لفظی است.

(فإن کان الحکم فیها بثبوت شیء لشیء او نفیه عنه،فحملیه موجبه او سالبه و یسمّی المحکوم علیه موضوعا و المحکوم به محمولا و الدال علی النسبه،رابطه)[یعنی:]پس اگر بوده باشد درقضیه،حکم به ثبوت شیءای برای شیءای یا نفی شیءای از شیءای،[آن]حملیه است.

و حملیه بر دو قسم است:

موجبه و سالبه؛پس حملیه موجبه آن است که:حکم کنند در آن،به ثبوت شیءای برای شیءای مثل:زید قائم؛و حملیه سالبه آن است که:حکم کنند در وی به سلب شیءای از شیءای مثل:زید لیس بقائم.

و اجزاء قضیه چهار است نزد متأخرین:

محکوم علیه و محکوم به و نسبت حکمیت به ثبوتیه و به ضدیه الوقوع و اللّا وقوع

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه