ترجمه حاشیه تهذیب المنطق صفحه 129

صفحه 129

اگر آن قضیه،موجبه باشد،مطلقه عامه و ممکنه عامه سالبه (1)باشند،و اگر این قضیه سالبه باشد مطلقه عامه و ممکنه عامه موجبه باشند (2)؛و اگر آن قضیه کلیه باشد،مطلقه عامه و ممکنه عامه نیز کلیه باشند و اگر جزئیه،[پس]جزئیه[باشند].

فصل اوّل:قضیّه شرطیّه متّصله و منفصله

(فصلٌ،الشرطیه متصله إن حکم فیها بثبوت نسبه علی تقدیر صدق نسبه اخری او نفیها عنها لزومیه إن کان ذلک لعلاقه و الّا فاتفاقیه)،قبل از این معلوم شد که شرطیه آن است که حکم کرده باشند در آن به ثبوت شیء برای شیء،یا سلب شیء از شیء.

و این شرطیه بر دو قسم است:متصله و منفصله؛متصله آن است که حکم کرده باشند در او بر ثبوت نسبتی بر تقدیر نسبتی دیگر؛چه شرطیه متصله بر دو قسم است:لزومیه و اتفاقیه؛لزومیه آن است که میان مقدم و تالی آن،علاقه باشد؛و علاقه:امری را گویند که به سبب او مقدم،مستلزم تالی باشد (3)؛چون علیت یا تضایف علیت،آن است که مقدم علت تالی باشد یا مقدم معلول تالی باشد یا مقدم و تالی هردو معلول علتی باشند.

و اینکه مقدم علت تالی باشد مثل:ان کانت الشمس طالعه فالنهار موجود،که الشمس طالعه،مقدم است و النهار موجود تالی،و طلوع شمس،علت وجود نهار است؛و اینکه مقدم معلول تالی باشد مثل:ان کانت النهار موجودا فالشمس طالعه،که وجود نهار که مقدم است معلول طلوع شمس است که تالی است؛و این که مقدم و تالی هردو معلول علت ثالثی (4)باشند مثل:ان کان النهار موجودا فالعالم مضیء (5)؛که الانهار موجودا مقدم است و العالم مضیء،تالی است و هردو معلول طلوع شمس اند.

و هر گاه که مقدم علت تالی باشد مستلزم تالی خواهد بود،به واسطه آنکه هرگاه


1- 1) .در نسخه(م)،کلمه«موجبه»،ذکر گردیده.
2- 2) .در نسخه(م)و(گ)،محدوده عبارت:«...و اگر این قضیه سالبه باشد،مطلقه عامه و ممکنه عامه موجبه باشند...»،ذکر نگردیده.
3- 3) .در نسخه(گ):«...امری را گویند که نسبت مقدم مستلزم تالی باشد،...».
4- 4) .در نسخه(گ):«...و اینکه مقدم و تالی هردو معلول علت تالی باشند...».
5- 5) .در نسخه(گ)،«بمضی»مذکور است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه