ترجمه حاشیه تهذیب المنطق صفحه 196

صفحه 196

از هیئت شکل نیست،به واسطه آنکه ظاهر الانتاج است،پس باید که از موجبه جزئیه مطلقه عامه باشد (1)،پس نقیض آن صادق خواهد بود؛و این قیاس اقترانی است،پس معلوم شد که مرجع و مآل قیاس خلف،به اقترانی و استثنائی بر میگردد.

فصل هشتم:استقراء

اشاره

(فصلٌ،الاستقراء تصفّح الجزئیات لاثبات حکم کلی)،چون مصنف فارغ شد از مبحث قیاس،شروع کرد در مبحث استقراء و تمثیل؛و استقراء را مقدم داشت،به واسطه آنکه گاه هست که مفید یقین است،مثل استقراء تام؛و استقراء:تصفّح جزئیات است،یعنی:تتبّع جزئیات است برای حکم کلی (2)،و کلی میتواند که[صفت]حکم باشد،یعنی:استقراء تتبع جزئیات است برای اثبات حکمی که آن حکم[این چنین صفت دارد]کلی است،و میتواند که مضاف الیه حکم باشد،یعنی:برای حکمی که مر کلی را است.

و اعتراض کرده اند که:استقراء:استدلال است از حال جزئی بر حال کلی،چنانچه مذکور شد قبل از این،نه تصفح جزئیات،جواب گفته اند که:مصنف مسامحه کرده است،و مراد آن است که استقراء:استدلال است که به سبب است از تفحص جزئیات.

و استقراء بر دو قسم است:تام و ناقص،و استقراء تام:تتبع جمیع جزئیات است برای اثبات حکم کلی و آن مقید یقین است،مثلا هرگاه که جزئیات حیوان منحصر شد در انسان و فرس و بقر،و هریک از انسان و فرس و بقر جسم باشند،از این حاصل شود یقین به اینکه هر حیوان جسم است،مثلا میگوییم:هر حیوان یا انسان است یا فرس است یا بقر،و هریک از انسان و فرس و بقر جسم است،پس هرحیوان جسم


1- 1) .در نسخه(م)و(گ):«...پس باید که از موجبه جزئیه مطلقه عامه باشد پس آن مستلزم محال باشد،و هرچه مستلزم محال است باطل است،پس قضیه موجبه جزئیه مطلقه باطل باشد،پس نقیض آن صادق باشد...»،در متن نسخه(م)،کلمه«باطل»صریحا ذکر نشده،اما علامت«بط»،شاید اشاره به آن باشد به قرینه«باطل»مذکور.
2- 2) .استقراء حجّتی است که در آن ذهن از قضایای جزئی به نتیجه ای کلّی میرسد.یعنی از جزئی به کلّی می رود و به تعبیر دیگر از محسوس به معقول یا از واقعه به قانون می رسد.(محمّد خوانساری،منطق صوری،ص133)
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه