ترجمه حاشیه تهذیب المنطق صفحه 63

صفحه 63

[نیز]معتبر نیست.

و چون دانستی که دلیل استلزام مطابقت التزام را،تمام نیست،و همچنین دلیل عدم استلزام نیز تمام نیست،پس أولی در این مسئله توقف است.

و اما حکم استلزام تضمن التزام را،بعینه حکم استلزام مطابقت است التزام را،پس اولی در[این]نیز توقف است؛و اما استلزام تضمن التزام را،حکم استلزام مطابقت است تضمن را؛زیرا که معنی بسیط،اگر لازمش،ذهنی باشد،آنجا مطابقت و التزام خواهد بود بی تضمن،پس همچنانکه مطابقت مستلزم تضمن نیست،التزام نیز مستلزم تضمن نیست.

مفرد و مرکّب

(و الموضوع ان قُصد بجزء منه الدلاله علی جزء المعنی فمرکب)یعنی:لفظ موضوع اگر قصد شود به جزءای از آن لفظ موضوع،دلالت برجزء معنی،آن[لفظ]مرکب است.

پس در تعریف[آن]چهار چیز باشد:

جزء لفظ،جزء معنی،دلالت جزء لفظ بر جزء معنی،[و]یکی دیگر آنکه،[این]دلالت مقصود باشد.

و از انتفاء هر قیدی[از تعریف]یک قسم مفرد حاصل میشود:

اول:آنکه لفظ جزء داشته باشد،که اگر جزء[ای]نداشته باشد مفرد میباشد همچون همزه استفهام.

دوم:آنکه معنی نیز جزء داشته باشد،که اگر جزء نداشته باشد مفرد باشد،مثل لفظ الله که موضوع است برای ذات خدای تعالی و آن ذات جزء ندارد.

سوّم:آنکه جزء لفظ دلالت کند بر جزء معنی،که اگر لفظ جزء داشته باشد و معنی جزء داشته باشد اما جزء لفظ دلالت بر جزء معنی نداشته باشد،آن نیز[لفظ]مفرد است.

و این قسم که جزء لفظ دلالت نکند بر جزء معنی،میتواند که اصلا دلالت نکند بر جزء معنی مثل[لفظ]زید که موضوع است برای[آن]ذات معین و جزء لفظ آن اصلا دلالت بر[جزء]معنی[آن]نمیکند،و میتواند که جزء لفظ دلالت بر جزء معنی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه