ترجمه حاشیه تهذیب المنطق صفحه 67

صفحه 67

تا مثل«جسق» (1)بدر رود،به واسطه آنکه هیئت«نصر» (2)در آن هست،لکن دلالت نمیکند بر احد ازمنه ثلاثه،به واسطه آنکه موضوع نیست؛و قید متصرف فیها کردیم،تا جوامد بدر رود،و جامد آن است که نه مشتق باشد و نه مشتق منه،پس مثل شجر و حجر،اگر چه هیئت ایشان مثل هیئت نصر است و ماده موضوع است،لکن متصرف فیها نیست،پس بنابرین بهیئته دلالت بر زمان ماضی نمیکند.

و سبب عدم استقلال حرف در دلالت بر معنی[را]:

-بعضی گفته اند آن است که:چون معنی آن،آلت ملاحظه غیر است مثل فی،که معنی او ظرفیت خاص است و این[معنی]ظرفیت خاص را تعقل نمیتوان کرد بدون متعلق،پس معنی آن مستقل نباشد.

-و بعضی دیگر گفته اند که:معنی حرف مستقل است در ملاحظه،و عدم استقلال حرف در دلالت آن است که واضع،شرط کرده است در دلالت حرف بر معنی،ذکر متعلق آن[را]،پس معنی فی،ظرفیت مطلق است،همچون لفظ ظرفیت،که آن نیز موضوع برای مطلق ظرفیت است،لکن واضع شرط کرده است در دلالت فی بر معنی ظرفیت ذکر متعلق را،مثل دار،به خلاف ظرف (3)که در دلالت آن بر معنی ظرفیت ذکر متعلق را شرط نکرده اند.

[و]اعتراض کرده اند که:بنابر این تعریف،لازم میاید که،افعال ناقصه[نیز]داخل[در تعریف]حرف باشند،مثل کان،زیرا که کان مستقل نیست در دلالت کردن بر معنی،زیرا که معنی آن کون رابطی است،و کون رابطی نمیباشد الّا میان دو شیء،پس معنی کان مفهوم نمیشود الّا بعد از ذکر لفظی چند،که دلالت کند بر آن دو چیز،پس[معنی آن]مستقل نباشد،و حال آنکه نحویون افعال ناقصه را داخل[در]فعل[که معنی آن مستقل است]شمرده اند،[و این چگونه ممکن است؟]

جواب گفته اند که:میتواند که نحویون آن را داخل[در]فعل شمرده باشند،و


1- 1) .در نسخه(م):«...تا مثل جسق و لیق بدررود...».
2- 2) .در نسخه(گ)،کلمه«نیز»به جای«نصر»مذکور است.
3- 3) .در نسخه(م)و(گ)،در اینجا کلمه«ظرفیت»ذکر گردیده.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه