ترجمه حاشیه تهذیب المنطق صفحه 73

صفحه 73

موضوع است،برای دعا پس نقل کرده اند،اهل شرع آن را به گذاردن ارکان مخصوصه.

و اگر ناقل عرف است،یا عرف عام است یا عرف خاص است؛پس اگر ناقل عرف عام است،آن را منقول عرفی میگویند،مثل دابّه،که در اصل موضوع است برای«کل ما یدبّ علی الارض»،یعنی:هرچه بر روی زمین جنبد،و اهل عرف عام نقل کرده اند آن را به صاحب قوائم اربع،که آن خیل و بغال و حمیر است؛و اگر ناقل[آن]عرف خاص است،آن را منقول اصطلاحی میگویند،مثل فعل که در اصل موضوع است برای حدثی که صادر شود از فاعل،و نحاه نقل کرده اند آن را به کلمه[ای]که دلالت[کند]بر معنی فی نفسه و مقترن باشد باحد ازمنه ثلاثه.

(والّا)یعنی:و اگر مشهور نشده است استعمال این مفرد در[معنی وضع]ثانی،به این وجه خواهد بود که وضع نکرده باشند آن را برای معنی ثانی نه ابتداءًا و نه ثانیا؛پس اگر استعمال کنند آن را در معنی موضوع له،آن را حقیقت گویند؛و اگر استعمال کنند،در غیر معنی موضوع له،آن را مجاز گویند.

پس حقیقت لفظی را گویند[به آن]که مستعمل باشد در معنی موضوع له خود،و مجاز لفظی را گویند[به آن]که مستعمل باشد در غیر معنی موضوع له[خود].

فصل اوّل:مفهوم کلّی و جزئی

اشاره

(فصلٌ:المفهوم ان امتنع فرض صدقه علی کثیرین فجزئی و الّا فکلّی)یعنی:مفهوم،ما حصل عند العقل[است]؛و آن[یعنی:آن]چیزی که در عقل در میاید،صورتی دارد که به نفس قائم است (1)و[همچنین آن چیز]ذی صورتی دارد که در ذهن موجود و حاصل است،و آن صورت را علم میگویند،و[آن]ذی صورت را معلوم،و مفهومش نیز میگویند؛و فرق میان این دو بالذات است نزد قائلین به شبح و مثال؛و بالاعتبار است،نزد محققینی که قائل اند به حصول ماهیات بانفسها در ذهن.

گویند:که هیئت زید،مثلاً،که در ذهن در میاید،از آن حیثیت که صورت شخصی است،قائم به نفس،علم است،و از آن حیثیت که ماهیتی است[که]در ذهن موجود


1- 1) .در نسخه(گ):«...یعنی:ما حصل عند العقل صورتی دارد که قائم به نفس است و ذی صورتی دارد که در ذهن...».
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه