- فصل : تصور و تصدیق 2
- تعریف معقول و محسوس 2
- فصل : تصور و تصدیق ضروری و نظری 3
- فصل : تصورات 4
- فصل : معرّف و حجّت 4
- فصل : لفظ مفرد و مرکّب 7
- فصل : حقیقت و مجاز 7
- فصل : لفظ مفرد و مشترک 7
- فصل : جزئی و کلّی 9
- فصل : قضایای حملیّه و شرطیّه 14
- اشاره 14
- فصل : تصدیقات 14
- فصل : قضایای ضروریّه و ممکنه 16
- فصل : عکس قضایا 17
- فصل : نقیض قضایا 18
- فصل : قضیّه لزومیّه و اتّفاقیّه 18
- فصل : اقسام حجّت 19
- قیاس اقرانی و استثنائی 20
لکن جزئی اضافی کلّی دیگر باشد ، چون «انسان» قیاس به حیوان.
فصل :
چون کلّی را قیاس کنیم با حقیقت افراد ، یا تمام حقیقت افراد خود است یا جزء حقیقت افراد خود یا خارج حقیقت افراد خود ، اگر تمام حقیقت افراد خود باشد آن را نوع حقیقی خوانند ؛ چون انسان که تمام حقیقت زید وعمرو وبکر است که ایشان را از یکدیگر امتیازی نیست إلّا به عوارض مشخّصه معیّنه که در ماهیّت وحقیقت ایشان مدخل ندارد وچون نوع حقیقی ، تمام ماهیّت افراد است پس افراد وی متّفق الحقیقه باشند که هرگاه از فرد وی یا از افراد وی بما هو سؤال کنند آن نوع در جواب مقول می شود پس نوع کلّی باشد که مقول شود به امور متّفقه الحقیقه در جواب ما هو ، مثلا هرگاه گویند ما زید وعمرو وبکر جواب ، انسان باشد.
وآن کلّی که جزء حقیقت افراد خود باشد آنرا ذاتی گویند ، واین منحصر است در جنس و فصل ، زیرا که آن جزء حقیقت افراد ، اگر تمام مشترک باشد میان آن حقیقت و حقیقت دیگر ، آن را جنس خوانند ومراد به تمام مشترک آن است که میان آن دو حقیقت ، هیچ جزء مشترک ، خارج از آن نباشد ، چون حیوان که تمام مشترک است میان حقیقت انسان وحقیقت فرس زیراکه انسان وفرس با یکدیگر مشترکند در ذاتیّات بسیار ، چون جوهر وقابل ابعاد ثلاثه ونامی وحسّاس ومتحرّک بالاراده ، وحیوان عبارت از این مجموع است ، وچون جنس ، تمام مشترک باشد میان امور مختلفه الحقایق پس هرگاه از این مختلفه الحقایق بما هو سؤال کنند ، جنس در جواب مقول شود