- فصل : تصور و تصدیق 2
- تعریف معقول و محسوس 2
- فصل : تصور و تصدیق ضروری و نظری 3
- فصل : تصورات 4
- فصل : معرّف و حجّت 4
- فصل : لفظ مفرد و مرکّب 7
- فصل : حقیقت و مجاز 7
- فصل : لفظ مفرد و مشترک 7
- فصل : جزئی و کلّی 9
- فصل : قضایای حملیّه و شرطیّه 14
- فصل : تصدیقات 14
- اشاره 14
- فصل : قضایای ضروریّه و ممکنه 16
- فصل : عکس قضایا 17
- فصل : نقیض قضایا 18
- فصل : قضیّه لزومیّه و اتّفاقیّه 18
- فصل : اقسام حجّت 19
- قیاس اقرانی و استثنائی 20
تصدیق نیست بلکه شرط تصدیق است.
فصل : تصور و تصدیق ضروری و نظری
بدان که تصوّر بر دو قسم است : یکی آن که در حصول وی احتیاج نباشد به نظر وفکر چون تصوّر حرارت وبرودت وسیاهی وسفیدی ومانند آن واین قسم را تصوّر ضروری وبدیهی خوانند.
دوّم آن که در حصول وی احتیاج باشد به نظر وفکر چون تصوّر روح وملک وجنّ وامثال آن واین قسم را تصوّر نظری وکسبی خوانند.
وبر همین قیاس تصدیق نیز بر دو قسم است ، یکی ضروری که در حصول وی احتیاج به فکر ونظر نباشد چون تصدیق به آن که آفتاب روشن است وآتش گرم است ونظایر آن.
دوّم تصدیق نظری که محتاج باشد به نظر وفکر چون تصدیق به آن که صانع موجود است وعالم حادث است وغیر آن.
فصل :
بدان که تصوّر نظری را از تصوّر ضروری وهمچنین تصدیق نظری را از تصدیق ضروری حاصل می توان کرد به طریق فکر و نظر و آن عبارت است از ترتیب تصوّرات یا تصدیقات حاصله بر وجهی که مؤدّی شود به حصول تصوّری یا تصدیقی که حاصل نبوده باشد چنانکه تصوّر حیوان را با تصوّر ناطق جمع کنی وگویی حیوان ناطق ، از اینجا تصوّر انسان که حاصل نبوده باشد حاصل می شود. وچنانکه تصدیق به آن که عالم متغیّر است با تصدیق به آن که هرچه متغیّر است حادث است جمع کنی وگویی «العالم متغیّر وکلّ متغیّر حادث» از این جا