وحدت و بازگشت به مبدأ نخستین از طریق معرفت تأکید می کند و می نویسد:
هنگامی که فلوطین از اهمیّت شناخت انسان به ذات خودش، سخن می گوید، بدین سبب است که آن را راهی برای فهم جوهر انسانی به عنوان عالم صغیر می داند. او این شناخت درونی را نیز فی حدّ ذاته، غایت نمی شمارد، بلکه آن را مرحله و روشی ضروری برای تأمّل و دست یابی به اتّحاد با نفس و سپس با خدا می داند؛ به گونه ای که از خود بی خود شود و با خود، هستی و خدا یگانه شود.(1)
در پرتو همین وحدت گرایی است که به نظر غسّان خالد، مهم ترین محور فلسفی و مسئله ای که فلوطین در پی حلّ آن بوده است، چگونگی پیوند وحدت و کثرت است. وی در این باره می نویسد:
لکن هدف وحدت گرایانه فلوطین از گرایش او به آرامش ایمانی یا صرف تمایل وی به رهایی روحی استنتاج نشده است، بلکه از خواست او به خلاصی از امر دیگری که فلسفی روش و عقل برانگیز است، ناشی شده است؛ یعنی گشودن گره وحدت و کثرتی که وی آن را از یونان به ارث برده است.(2)
با توجّه به آنچه اشاره شد، می توان خطوط کلّی و ویژگیهای زیر را برای تفکّر فلسفه فلوطین برشمرد:
الف) نقّادی از اسلاف و معاصران؛
ب) هویّت و چیستی فلسفه فلوطین.
الف) نقّادی از اسلاف و معاصران
از ویژگیهای تفکّر فلوطین، نقّادی وی از دیدگاههای پیشینیان و جریانهای معاصر خویش است. این ویژگی، علاوه بر اینکه شاهدی بر تأسیس نظامی فلسفی از سوی وی به شمار می رود، سبب دشواری فهم آرا و آثار فلوطین گشته و پیچیدگی فلسفه وی را موجب شده است؛ از این رو، پیش شرط درک عمیق و جامع دیدگاههای فلوطین، احاطه بر آرا و اندیشه های پیشینیان است تا بتوان اشارات و نقدهای وی را به درستی دریافت و نفی و اثبات او را درک کرد؛ چنان که امیل بریه به این ضرورت اشاره کرده، می گوید:
برای اینکه این نظریه (دیدگاه فلوطین درباره نفس) و حدود و شمول آن را بازیابیم،
1- . غسّان خالد، فلوطین رائد الوحدانیه، ص37.
2- . همان، ص33.