عنصر شجاعت یا هفتاد و دو تن و یک تن جلد 1 صفحه 146

صفحه 146

را کرد، خلاصه مضمونش با آن منطق نیرومند این بود که نوبت گریه مردان نه؛ و فرصت گریه نیست نخست به زبان، سپس به دست و بازو، اقدام، اقدام.

نطق عابس در مجمع شیعه در کوفه برابر مسلم

عابس به پا خواسته حمد خدای را کرد و ثنا بر او خواند، بعد از آن گفت: اما بعد، راستی را من نه از این مردان خبرت می دهم و نه از اندیشه شان آگاهی دارم، و نه از طرف آنها وعدۀ فریب آمیزت می دهم. ولی به خدا قسم! من خبری که از خودم می دهم و می گویم بر آن دل نهاده ام و آخرین تصمیم را گرفته ام (به خدا قسم) هر گاه و بیگاه که مرا صدا زنید اجابتتان می کنم. به همراهتان با دشمنتان می جنگم، برای آنکه هیچ گونه صدمه ای را نگذارم به شما نزدیک شود، جلو رویتان شمشیر می زنم تا دم مرگ و نفس آخر که باید خدا را دیدار کنم و مراد و مقصودی هم از این کار ندارم و چیزی نمی جویم جز آنچه پیش خدا است.(1)

موقعیت این نطق و این ناطق

این طرز سخنرانی عابس در برابر مسلم در آن انجمن هم خدمت به مافوق است و هم به مادون و هم بهمگنان وظیفه می آموزد، و زبان به دهان آنان می گذارد، دستور به آنها می دهد، حرارت به آنان می دهد، برای مافوق هم اینگونه


1- (1) امّا بعد فاِنّی اخْبرکَ عَن النّاس و لااَعْلَمُ ما فی انفسهم و ما اغُرُّکَ منهم ولکن و الله اخْبرُکَ بما انا مُوَطَّن نفسی علیه و الله لاُجیبَنَّکُمْ اذا دَعَوْتُم و لاُقاتلنَّ معکم عَدوَّکم وَ لَاضْربنَّ بسیفی دونکم حتی القی الله لا ارید بذلک الاّ ما عندالله.«تاریخ الطبری: 264/4؛ ابصار العین فی انصار الحسین: 127»
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه