عنصر شجاعت یا هفتاد و دو تن و یک تن جلد 1 صفحه 226

صفحه 226

خواهید دید.(1)

سالار فداکاران در سخنرانی

1 - اولاد آدم که به طبیعت می میرند، در آنگاه می میرند که زندگی آنان بی فروغ است از فرسودگی در هنگام پیری پر از دلتنگی و خستگی است، به اندازه ای که خط مرگ بر تن فرسودۀ بی مایۀ بی فروغشان در آخر عمر زینت است، تنی می میرد که در آخر مانند مشک پوسیده خشکیده شده، نه به چشم برقی، نه به گونه رونق و نه به قامت استقلالی، نه به پا رفتاری و نه به دست کاری است، نه به غذا میلی و نه به اعضا نرمی یا گرمی یا زیبایی باقی است خط مرگ بر این تن فرسودۀ کهن مانند زر و زیوری است بر گردن زن جوان.

دیر بماندم در این سرای کهن من تا کهنم کرد گردش دی و بهمن

2 - از چنین پایان چه می خیزد که انسان از جانفشانی برمد و به سرفرازان عالم نپیوندد، و از کشتن بترسد، حسن قضاوت دربارۀ عمر و پایان آن به ما


1- (1) فقال الحمد لله و ما شاء الله و لا قوۀ الا بالله، خطُّ الموتُ علی وُلد آدم مخَّطَ القَلادۀ علی جید الفتاۀ، و ما اولَهَنی الی اسلافی اشتیاق یعقوب الی یوسف و خبر لی مَصْرعٌ انَا لاقیه فکَاَنَّی بِاَوصالِی تَتَقَّطَعُها عَسُلانُ الفَلَوات بین النَوّاویس و کربلاء فیأملأنَ منّی اکْراشاً جوفا و اجْرِبَۀَ سُغْباً، لامحیص عن یومِ خطُّ بالْقلمِ، رضی الله رضانا اهل البیت نصیرُ علی بلائه و یُوَفِّینا اجُورَ الصّابرین، لَنْ تَشذُّ عن رسول الله لُحْمَتُه و هِیَ مجموعۀٌ له فی حظیرَۀِ القدس، تَقَرُّبهم عینه و تُنْجَزبُهم وَعْدُهُ فَمَنْ کان فینا باذلا مُهْجَتَهُ و مُوَطّنا علی لقاء الله نَفْسَهُ فَلْیَرْحَلْ مَعَنا فإنّی راحلٌ مُصْبِحاً انشاءالله. «کشف الغمۀ: 29/2؛ بحارالأنوار: 366/44، باب 37»
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه