عنصر شجاعت یا هفتاد و دو تن و یک تن جلد 1 صفحه 299

صفحه 299

بازداشتند، ولی جنگ درگرفت و زهیر شخصاً ابا عزّه ضبابی را که از اصحاب شمر و از خویشاوندان او بود کشت و همراهان زهیر، باقی را دنبال و تعقیب کردند ولکن ثانیاً مردم به دور آنها برگشتند و آنان را در میان گرفتند، شمارۀ دشمن افزوده شد و بر آنان چیره شدند و بیشتر از آن ده نفر را کشتند، ولی زهیر سالم ماند.»(1)

و ثَبَّتَ رُکْناً منه لمّا یُهدَّمُ له فی العادی حملَۀٌ یَعرفونها

و اکبر منها حملۀ فی التَّکَرُّم

به پشتیبانی حرّ می جنگد

ابومخنف گفته: «بعد از کشته شدن حبیب که برای مهلت گرفتن نماز پیش آمده بود، جنگ حرارت سختی به خود گرفت، زهیر به پشتیبانی و همراهی حرّ در این موقع نبرد سختی کرد چنان شد که هر گاه یکیشان می تاخت و در دریای لشگر غوطه می خورد و با دشمن در می آویخت، آن دیگر می تاخت و او را خلاص می کرد. یک ساعت به اینطور جنگ کردند تا آنکه حر کشته شد.

سپس حسین علیه السلام نماز خواند و هنگامی که از نماز خوف فارغ شدند زهیر پیش آمده به جنگ پرداخت. جنگی می کرد که مانند آن دیده و مثل آن شنیده نشده، به آن قوم حمله می کرد و می گفت:

اَنَا زهیرٌ و انا ابن القَیْن اذُودهُمُ بالسَّیْف عن حُسَیْن

منم زهیر و منم پسر قین، با دم شمشیر همی شما را از حسین برکنار می کنم.


1- (1) ابصار العین فی انصار الحسین: 165؛ تاریخ الطبری: 334/4؛ مقتل الحسین علیه السلام، ابومخنف: 141.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه