عنصر شجاعت یا هفتاد و دو تن و یک تن جلد 2 صفحه 40

صفحه 40

سوگند! بد مردمی هستند، فردا پیش خدا مردمی که بر خدا وارد شوند و کشته باشند ذریۀ پیامبر و عترتش و خانواده اش و عباد و زهاد اهل این شهر را که از سحرگاهان همی به اجتهاد و کوشش برپا می ایستند و خدا را بسیار ذکر می گویند.»(1)

سخن که بدینجا رسید عزره بن قیس «یکی از سران دشمن است» گفت: ای حبیب! تو تا می توانی تزکیۀ نفس و خودستائی می کنی لیکن زهیر جوابی داد که در ترجمۀ زهیر در جلد اول گذشت.

حبیب خندان و گریان است!

شیخ کشی از کتاب مفاخره بصره و کوفه ذکر کرده که: حبیب بن مظاهر اسدی خندان بیرون آمد؛ همی می خندید، بریر بن خضیر سیدالقرّاء به او گفت: ای برادر! این ساعت ساعت خنده نیست، گفت: پس چه موقعی از این موقع برای شادمانی سزاوارتر است؟ به خدا سوگند! این پیش آمد چیزی نیست مگر اینکه این از خدا بی خبرها با شمشیرهای خود بر ما بتازند و ما با حورالعین دست به گردن کنیم.(2)


1- (1) فقال معاشر القوم، انَّه و الله لبئس الْقوم عند الله غَدَاً قوم یقدمون علی الله و قد قتلوا ذریَّه نبیَّه، و عترته و اهل بیته و عُبّادَ اهل هذا المصر المُجْتهدین بالاسحار و الذّاکرین الله کثیراً. «ابصار العین فی انصار الحسین: 103؛ تاریخ الطبری: 316/4»
2- (2) رجال الکشی: 79؛ بحار الأنوار: 93/45، بقیه الباب 37، حدیث 33.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه