- اشاره 9
- (ما - 1) انس بن حرث 9
- شیوۀ کارزار 11
- پیام من ای رهگذر! 13
- اشاره 30
- (مب - 2) حبیب بن مظاهر 30
- حبیب در کوفه پایتخت دولت علی علیه السلام 31
- حبیب از آتیه درخشان باخبر است 31
- کارگری حبیب در کوفه و در پیچ و خم راه کربلا 33
- حبیب و سخنرانی وی برابر مسلم بن عقیل 33
- دیر آمده، ولی به دوندگی تلافی می کند 34
- تأثیر سخن و حرکت بنی اسد 36
- حبیب به هر راهی تلاش می زند، اکنون به راهنمائی دیگرش بنگرید 37
- حبیب چرا این همه تلاش می زند؟ 38
- حبیب و سخنرانی برابر سپاه و دفاع 39
- حبیب خندان و گریان است! 40
- حبیب در سپاه امام علیه السلام خداوند پرچمی است 41
- حبیب در جبه جنگ و حمایت از سخنرانی امام علیه السلام 41
- حبیب هنگامی که بالای نعش مسلم بن عوسجه می آید افسرده است 42
- حبیب در سر نماز جنگ می کند تا کشته شود 43
- حسین علیه السلام در اندوه آن سرور و دشمن به دور آن سر 44
- پیامی از کوی حبیب 47
- اشاره 60
- (مج - 3) مسلم بن عوسجه سعدی اسدی 60
- مسلم و مراسله با حسین علیه السلام 61
- از حرص خدمت، اجنبی را پذیرفت 62
- جهاندار با فقد نمون شر گرفتار خطر است 63
- شب عاشورا، سخنرانی مسلم و نباختن بخت 64
- بیچارگی و پنهانی 64
- نص سخنانش یا پرتوی از آن شب 70
- خندق آتش و مسلم و شمر و امام علیه السلام 75
- شتاب امروز برای تلافی عقب افتادگی دیروز 76
- مسلم را میان غبار بجوئید، به پار اخگری برمی خورید که بر او خاکستر و غبار نیست 77
- اگر بخواهی مرا زنده کنی جلوی او بمیر 81
- برای ما جان می دهد دشمن به شادی ما به شیون 81
- پیامی از ثابتات الهیه 83
- (مد - 4) جبلَّه بن علی شیبانی 103
- اشاره 103
- سابقه اش 103
- پیامی 104
- (مه - 5) زیاد بن عُریب، ابوعمره همدانی صائدی 106
- اشاره 106
- شیوۀ کارزار 107
- به کربلا آمد 107
- پیامی به شنوندگان 108
- (مو - 6) حنظله بن اسعد شبامی 111
- اشاره 111
- حنظله در کربلا 112
- سخنان آتشین او 113
- حنظله دلسوزیش برای امام علیه السلام و بی پرواییش از دشمن، سخت در امام علیه السلام تأثیر می کند 114
- پیامی از پروانه ای 116
- اشاره 135
- (مز - 7) حبشی بن قیس بن سلمه، نهمی همدانی 135
- کی به کربلا آمد؟ 136
- پیامی به نیکنامی 136
- (مح - 8) عمار بن ابی سلامه، دالانی همدانی 137
- اشاره 137
- عمار در کاخ ابد و پیام به معماران دیگر 139
- (نا - 10) مالک بن عبد الله بن سریع بن جابر همدانی جابری 141
- (ن - 9) سیف بن حرث بن سریع بن جابر همدانی جابری 141
- اشاره 141
- دو قطرۀ اشک پربها 142
- پیام دو تن جوانمرد 144
- (لب - 11) شبیب مولای حرث بن سریع همدانی جابری 149
- اشاره 149
- پیامی از گمنامی 150
- (نج - 12) سُوار بن منعم 154
- اشاره 154
- پیام یک تن اسیر 155
- (ند - 13) عمرو بن عبد الله جندعی 163
- اشاره 163
- سه تن از اصحاب حسین علیه السلام در آخرین مرحله 164
- پیام یک تن عقب افتاده از کاروان 165
- (نو - 14) عمرو بن قرظه انصاری خزرجی 172
- اشاره 172
- پیامی از این سالار گرامی 178
- اشاره 192
- (نو - 15) نعیم بن عجلان انصاری خزرجی 192
- پیامی به ارباب نعمت 198
- نعیم از کوفه می آید 198
- اشاره 209
- (نح - 16) بشر بن عمرو حضرمی 209
- این مرد نازنین که پیک برایش آمده، بُشر است 211
- بشر در عین گذشت از پسر، در راه خدا به فرزند اظهار دلبستگی می نماید 211
- حسین علیه السلام در نوازش یک تن از یاران 214
- نص جوابش به امام علیه السلام با بشارتی از کوی شهیدان 219
- امام علیه السلام محمد بن بشر را به سراغ اسیری در ری و مازندران با پنج طاقه بُرد یمنی روانه می کند 225
- اما خود بشر تا کی با امام علیه السلام هست ؟ 226
- پیامی از کوی بشر یا نوید و بشارت 226
- اشاره 235
- (نط - 17) عبد الله بن عروه بن حراق غفاری 235
- (س - 18) عبد الرحمن بن عروه بن حراق غفاری 235
- با امام علیه السلام برادری می کنند و به کربلا می آیند 236
- شیوۀ کارزار 236
- یک تنند یا دو؟ 238
- امام علیه السلام و استقبال از تقاضای برادرانه 238
- شیوۀ کارزار 238
- پیام دو تن به یک زبان 240
- (سا - 19) عبد الله عمیر کلبی 250
- اشاره 250
- شیوۀ کارزار 252
- جنگ دیگرش 254
- بهترین تاکتیک یا شیوه کارزار 266
- کشته او در غبار دیگری پوشیده شد، زن او رفت که غبار از خونش پاک کند، خود در خون غلطید 266
- باید بی گناهش کشت 270
- پیامی از رزم دو تن مرد و زن یا مختصری از سوره احسن القصص 272
- اشاره 290
- (س - 20) سالم بن عمرو مولی بنی المدینه کلبی 290
- پیامی از ارکان تنومند 291
- اشاره 303
- (سأ - 22) قاسط بن عبد الله بن زهیر بن حرث تغلبی و برادرش 303
- (سج - 24) مقسط بن زهیر بن حرث تغلبی 303
- (سب - 23) کردوس بن زهیر بن حرث تغلبی و برادر دیگرش 303
- پیامی در استحکام اخوت 305
- اشاره 319
- (سد - 25) کنانه بن عتیق تغلبی 319
- پیامی به قهرمانان شجاعت 320
- کی به کربلا آمد؟ 322
- اشاره 322
- (سه - 26) امیه بن سعد طائی 322
- پیامی از مبدأ به معاد 323
- اشاره 327
- (سو - 27) حجاج بن بدر سعدی 327
- صورت آن نامه 334
- اشاره 336
- (سز - 28) قعنب بن عمر نمری 336
- پیامی از مهبط ملک یا آیین سخن و سخنوری 336
دیده ام.
من در روز سَلق آذربایجان(1) در آن جبهۀ جنگ با کفار دیدم که این مرد
1- (1) سلق به وزن شفق هر دشت پهن و زمین باز و بیابان پهناور است. آذربایجان ناحیۀ معروفی است، (به سال 20 هجری) حذیقه بن یمان آن را فتح نمود و به گفتۀ پاره ای تاریخ نگاران بعد از فتح نهاوند بود.احمد بن داود دینوری در کتاب اخبار الطوال و یاقوت حموی در معجم البلدان خود گویند: با حذیفه بسیاری از سپاه کوفه همراه بود که از جمله مسلم بن عوسجه و از جمله شبث بن ربعی بودند، چون جبهۀ جنگجویان کوفه در سر حد (ری و آذربایجان) بود، ده هزار جنگجو از اهل کوفه در این دو سر حد می بود، شش هزار در سر حد آذربایجان و چهار هزار در سر حد ری.کوفه در آن روزگاران چهل هزار جنگجو داشت، در هر سال ده هزار از آنان بدین میدانها گمارده می شدند که بنابراین هر مردی در چهار سال یک دفعه نوبت به او می رسید.طبری و دینوری گویند: این ناحیه در آغاز در روزگار خلیفۀ دوم فتح شد، خلیفه، مغیره بن شعبه ثقفی را والی کوفه کرد و فرستاد و به همراه وی خطی برای حذیفه بن یمان به نام والی گری آذربایجان روانه داشت، حذیفه در نهاوند بود که این خط به او رسید، با سپاه انبوهی از آنجا به سمت آذربایجان روانه شد تا به اردبیل رسید که در آن روزگار شهرستان مرکزی آذربایجان بود، و مرزبان آنجا برای جنگ با مسلمین جنگجویان را از اهل باجروان، میمند، ندّ، سرواو، شیز، میانج و دیگر بلاد جمع آوری کرده با مسلمین چند روز به سختی جنگید، سپس مرزبان با حذیفه به مبلغ 8000/000 (هشت میلیون) وزن درهم برای جمیع آذربایجان صلح کرد، به شرط آنکه حذیفه احدی از آنان را نکشد و اسیر نکند و هیچ آتشکده (خانۀ آتش) را ویران ننماید و به کردهای بلاد شیجان، سیلان و میان دووان تعرضی نکند و اهل شیز (در قدیم شهرستانی بود در آذربایجان در جنوب شرقی دریاچه ارومیه) را به خصوص از جنش ها (جای نزدیک، مکان جنبش یا آرزو) و از اظهار آنچه در آن مواقع اظهار می دارند ممانعت نکند.حذیفه بعد از آن با اهل موقان و گیلان جنگ کرد و به آنها تلفات وارد آوردند و با آنها نیز به -