تاملی در نظریه اصالت وجود و وحدت وجود صفحه 105

صفحه 105

ولی مهم این است که معذّریت آن مشروط به این است که قطع از طرق عقلایی و دارای حجیّت حاصل شده باشد .

دلیل مطلب این است که :

حاکم به معذریت قطع یا سیره عقلائیه تأیید شده از جانب شرع می باشد و یا حکم عقل . امّا سیره عقلاء به این گونه است که اگر فرض کنیم مولایی بیاناتی فرموده و راه

رسیدن به آنها از طرق عقلائی موجود باشد مثل رجوع به ناقلین کلام مولا ، و استظهار مدالیل روشن کلام او .

حال اگر شخصی این طرق را نادیده بگیرد و از راههای غیر عقلائی طیّ مسیر کند و در موارد زیادی به نتائجی برسد که با ظواهر کلام مولی سازگاری ندارد ، یقینا عقلاء

چنین طریقی را برای رسیدن به چنان هدفی مأمون نمی دانند و قطع حاصل از آن را نیز عذر نمی شمارند یعنی اگر قطع حاصل شده شخص ، خلاف واقع باشد سبب عذر او نمی شود و هنگامی که در سیره عقلاء معذّر نبود قهرا دلیل بر امضاء شرعی طریقه غیر عقلائی مفقود خواهد بود کما اینکه اگر کسی برای فهم وظائف فقهی خود به اهل خبره یعنی فقهاء مراجعه ننماید و از طریق خاصی مثل سحر و کهانت به احکام فقهی مخالف واقع ، قطع حاصل نماید آیا عقلاء چنین قاطعی را معذور می دانند ؟

و همچنین اگر حاکم به معذّریت قطع را عقل بدانیم ، عقل نیز قاطعی را معذور می شمارد که در مقدّمات حصول قطعش مقصّر نباشد کما اینکه مرحوم آخوند خراسانی در بحث قطع می نویسد :

« لا شبهه فی وجوب العمل علی وفق القطع عقلاً ، ولزوم الحرکه علی طبقه جزما وکونه موجبا لتنجز التکلیف الفعلی فیما أصاب باستحقاق الذمّ والعقاب علی مخالفته ، و عذرا فیما أخطأ قصورا ، وتأثیره فی ذلک لازم » .(1)


1- کفایه الأصول : 297 .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه