تاملی در نظریه اصالت وجود و وحدت وجود صفحه 166

صفحه 166

خلق کرده نمی کند ، خصوصا در خالقی که آفرینش او خلق لا من شی ء است و مخلوقاتش از همه جهات متباین با اوست .(1)

اگر گفته شود که حق تعالی آنچه عطاء می کند کمال است چگونه ممکن است خود فاقد آن کمال باشد ؟

می گوییم : همان گونه که بیان شد حدّ دلالت قاعده مذکور این است که معطی باید استیلاء و قدرت بر عطاء ( ایجاد ) داشته باشد نه آنکه استحاله دارد معطی ، فاقدِ آنچه ایجاد کرده باشد .

و اگر بر فرض از جهت مذکور چشم پوشی کنیم می گوئیم نهایت امر این است که معطی کمال باید واجد کمال باشد امّا نه آنکه دارای عین یا مسانخ آن کمال باشد بلکه اگر حق تعالی واجد کمال مخلوق باشد برای او نقص محسوب می شود و به ضرورت عقل ، او باید آن کمال را به سنخ دیگر ، و مباین با کمال عطاء شده را ، واجد باشد .

مثلاً خداوند متعال به بندگانش علم عطاء فرموده « وعلَّم الانسان ما لم یعلم »(2) وقدرت وحیات به آنان بخشیده است در حالی که این صفات زائد بر ذات بندگان است و عین فقر و حاجت می باشد ، صحیح نیست بگوئیم حق تعالی نیز باید مسانخ همین صفات را در مرتبه بالاتر دارا باشد زیرا عقل حکم می کند که باید علم او به گونه دیگر و از سنخ متباین با علم بشر باشد زیرا که علم او قدیم و عین ذات است و هیچ شائبه فقر و نیاز و ترکیب و حدوث ندارد ولی علم بشر زائد بر ذات و حادث و مرکّب و محتاج به غیر است و همچنین سایر صفات مانند قدرت وحیات هم بر همین منوال می باشد .

روشن است که مسانخت و مشابهت صفات خالق تعالی با صفات بشر در نزد عقل مردود است . زیرا اگر صفات حق تعالی مسانخ با مخلوقاتش باشد باید ملتزم شویم که صفات خالق تعالی شائبه حدوث و ترکیب و فقر را دارا است و بطلان این امر ضروری است .


1- . قاعده تباین را توضیح دادیم .
2- العلق: 4.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه