تاملی در نظریه اصالت وجود و وحدت وجود صفحه 206

صفحه 206

اینک ادلّۀ فلاسفه بر قدم زمانی عالم را بررسی می نمائیم :

دلیل اوّل : خداوند متعال علت تامه است و انفکاک معلول از علت تامه مستحیل است بنابراین عالم که معلول اوست می بایست قدیم به قدم الهی باشد و گر نه لازم می آید انفکاک معلول از علت تامۀ که این امر مستحیل است و یا لازم می آید نقص در علّت و احتیاج آن به استجماع شرائط که این امر نیز درباره مقام ربوبی مستحیل است .

جواب : در این گفتار فاعلیت حق تعالی به فاعلیت فواعل طبیعی تشبیه شده در بحث گذشته اثبات نمودیم که فاعلیت خداوند متعال مانند علل طبیعی نیست که معلول از ذاتش ترشح شود بلکه فاعلیت او بالمشیه است و با مشیت ، عالم را پدید آورده و مخلوقات از ذات او ترشح نکرده اند تا فاعلیتش مانند علل طبیعی گردد ، در این صورت هرگاه مشیتش تعلّق بگیرد ، خلق می کند پس استدلال مذکور درباره علل طبیعی صحیح است ولی درباره حق تعال هیچ گونه موردی ندارد .

مرحوم آیه اللّه خوئی قدس سره می فرماید :

« انّ المعلول فی العلل الطبعییه یرتبط بذات العلّه وینبثق من صمیم کیانها و وجودها ، ومن هنا قلنا انّ تأثیر العلّه فی المعلول یقوم علی ضوء قانون التناسب .

و امّا المعلول فی الفواعل الارادیه فلا یرتبط بذات الفاعل والعلّه ولا ینبثق من صمیم وجودها ، ومن هنا لا یقوم تأثیره فیه علی اساس مسأله التناسب ، نعم یرتبط المعلول فیها بمشیه الفاعل و إعمال قدرته ارتباطا ذاتیا ، یعنی یستحیل انفکاکه عنها حدوثا وبقاءا ، ومتی تحققّت المشیّه تحقق الفعل ومتی انعدمت انعدم » .(1)

حاصل آنکه این گفته « که حق تعالی علّت تامه است پس معلول غیر قابل انفکاک از اوست لذا عالم باید قدیم باشد » ناشی از تشبیه او به علل طبیعی است که در نزد


1- محاضرات : 2 ، 92 .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه