تاملی در نظریه اصالت وجود و وحدت وجود صفحه 21

صفحه 21

الواهم ثم ننتزع من کلّ هذه الأمور المشهوده لنا فی عین أنّه واحد فی الخارج ، مفهومین اثنین کل منهما غیر الآخر مفهوما وان اتّحدا مصداقا وهما الوجود والماهیه کالإنسان الذی فی الخارج المنتزع عنه انّه انسان وانّه موجود .

وقد اختلف الحکماء فی الأصیل منهما فذهب المشاؤون إلی أصاله الوجود ونسب إلی الاشراقیین القول بأصاله الماهیه » .(1)

به عبارت دیگر هرگاه به امور خارجیه نظر می افکنیم ، ذهن از آنها دو مفهوم _ هستی و چیستی _ را انتزاع می کند که هر کدام غیر دیگری است و اگر چه در مصداق متحد می باشند مثلاً ذهن از انسانِ در خارج دو چیز انتزاع می کند 1 _ انسان ، 2 _ وجود

و سپس مفهوم ماهیت را موضوع و مفهوم وجود را محمول قرار می دهد و قضیه « الإنسان موجود » را تألیف می کند .

حال بین فلاسفه اختلاف واقع شده که کدام یک از آن دو در خارج متحقق بالذات است ؟ یا کدام یک از آن دو عینیت و خارجیت دارد ؟ و یا کدام یک از آن دو منشأ آثار خارجی می باشد ؟ _ معانی مذکور در مقدمه دوم ذکر شد _ .

در این مسأله دو نظریه مطرح گردیده که قبل از بیان آن ، ذکر این نکته مناسب است : اگر بخواهیم بدانیم که فیلسوف یا متکلّمی قائل به چه مبنائی است . اصالت وجود یا اصالت ماهیت را پذیرفته است ابتداء باید دید چه تعریفی از ماهیت و وجود ارائه می دهد .

آیا ماهیت را امر واقعی و دارای ما بازاء خارجی معرّفی می کند و وجود را امر اعتباری و انتزاعی می شمارد و یا بالعکس ماهیت را امر اعتباری یا عدمی و وجود را امر حقیقی و دارای ما بازاء خارجی قلمداد می کند ؟ و یا اینکه هر دو را امر حقیقی و

واقعی بشمار می آورد ؟

در صورت اول قائل به اصالت ماهیت است و در صورت دوم قائل به اصالت وجود


1- بدایه الحکمه : 12 .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه