تاملی در نظریه اصالت وجود و وحدت وجود صفحه 230

صفحه 230

واحداً ولونا واحداً فمن أین جاءت هذه الألوان المختلفه والجواهر الکثیره فی هذا العالم من ضروب شیء ؟(1)

بیان برهان : اگر خداوند متعال ، عالم را از مادّه ازلی آفریده باشد پس عالم باید به تبع آن ، صفات قدیم(2) را دارا باشد یعنی بساطت ، عدم تغیر و عدم فناء و زوال در آن یافت شود و در نتیجه ، عالم می بایست از جوهری واحد و بسیط و بدون تغیر و دارای یک رنگ تشکیل شده باشد ، و حال آنکه روشن است که عالم از الوان مختلفه و اجزاء متغیّره و جواهر متکثره سامان یافته . این امور منافات با خلقتِ ممکنات ، از مادّه ازلی دارند .

دلیل مذکور را می توان با بیانی دیگر بر محلّ بحث تطبیق داد :

توضیح : اگر عالم قدیم _ چه در طول و چه در عرض خداوند _ باشد می بایست صفات قدیم را دارا باشد یعنی عدم تغیّر و بساطت و عدم زوال و فناء در آن یافت شود .

بنابراین از تحققّ تغیّر و ترکّب و زوال در سراسر اجزاء عالم نتیجه می گیریم که قدمت و ازلیت در آن منتفی است زیرا که امور مذکور ، دلیل بر تاثیر مؤثر در نظام عالم است و این خلف قدمت می باشد .

به بیان دیگر : از نظر فلاسفه معلول ، وجود نازل علت است بنابراین اگر عالم ، معلول حق تعالی به نحو فلسفی می بود ، می بایست صفات خداوند را به طور نازل دارا باشد یعنی باید عدم تغیّر و عدم ترکّب و عدم فناء را به گونه ای رقیق واجد باشد و حال آنکه ما به وضوح تغیّر و ترکّب و زوال را در ذات و حقیقت همه اجزاء عالم به طور قوی و شدید مشاهده می کنیم ، پس عالم وجود نازل حق تعالی نیست و در طول او قدیم و ازلی نمی باشد بلکه حادث و مسبوق به عدم است .


1- البحار : 10 ، 166 .
2- « القدیم هو الذی یکون علی حاله واحده لا یتغیّر ، ولا یستحیل ، ولا یحدث له حال ، وذلک لیس یوجد موجود هذا شأنه إلاّ اللّه الواحد الأحد » . شرح المصطلحات الفلسفیه : 280 .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه