تاملی در نظریه اصالت وجود و وحدت وجود صفحه 372

صفحه 372

اگر به روایات نیز مراجعه کنیم معصومین علیهم السلام هم « نور » را در آیه شریفه به هدایت تفسیر فرموده اند :

عن الإمام الرضا علیه السلام : اللَّهُ نُورُ السَّماوَاتِ وَالأَرْضِ . أی هاد لأهل السماء وهاد لأهل الأرض .

وفی روایه البرقی هُدی من فی السماء وهدی من فی الأرض .(1)

ثانیاً : اگر از قرائن مذکوره قطع نظر کنیم کلمه نور در آیه شریفه محتمل المعانی می شود کما اینکه مرحوم طبرسی معانی متعددی از قول مفسرین نقل می کند که در این صورت آیه مجمل می شود و استدلال به آن صحیح نمی باشد .

ثالثاً : سیاق آیه شریفه اقتضاء دارد که مراد از نور در فقره اول _ اللَّهُ نُورُ السَّماوَاتِ _ با مراد از نور در فقره دوم _ مثل نوره _ واحد باشد ولی در تفسیر المیزان ، نور در فقره اول به وجود تفسیر شده و نور در فقره دوم بر هدایت خاصه حمل شده که این خلاف ظهور وسیاق آیه است و موجب قطع ارتباط بین دو جمله می گردد و هیچ دلیلی بر این تقطیع قائم نیست .

رابعاً : در فلسفه صدرائی وجود را این گونه تعریف می کنند « ظاهر بذاته مظهر لغیره » حال شما کلمه نور در آیه را که مُلقا به عرف عقلاست حمل بر اصطلاح فلسفی کرده اید . این در حقیقت خلط بین اصطلاح فلسفی و عرفی است .

به عبارت دیگر تفسیر « نور » در آیه شریفه به وجود، حملِ لغتِ عرفی و عقلائی بر معنای فلسفی است که این روش موجب اختلال در وصول مرادات شارع به مخاطبین است زیرا اگر هر صاحب فنّی کلمات قرآن را حمل بر مصطلحات در نزد خویش نماید هرج و مرج پیش خواهد آمد و به طور قطع در وصول اغراض شارع به مخاطبین اخلال وارد می شود .

خامساً : این تفسیر مبتنی بر نظریه اصالت وجوداست که در گذشته مخدوش بودن آن اثبات شد .


1- التوحید : 155 ، الکافی : 1 ، 115 .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه