تاملی در نظریه اصالت وجود و وحدت وجود صفحه 443

صفحه 443

قیصری در توضیح این کلام می نویسد:

«صور العالم وجزئیاته مفصّلاً غیر منضبطه ولا منحصر ، والحدود لا تعلم إلّا بعد الاحاطه بصور الأشیاء وحقائقها، فالعلم بحدودها محال ، فحدّ الحقّ من حیث مظاهره أیضاً محال » .(1)

این مطلب که ( صور العالم لا تنضبط ) صحیح نیست زیرا صور عالم و جزئیات آن برای ما ، مضبوط نیست و لکن در واقع و نفس الأمر مضبوط می باشد و خالق اشیاء ، صور و حدود همۀ مخلوقات را می داند و إلّا خلف خالقیت و صانعیت او لازم می آید . معقول نیست که صانع، آگاه به حدود و جزئیات مصنوعش نباشد. کما اینکه عدم اطلّاع حق تعالی بر حدود و صور جمیع اشیاء خلف علم علی الاطلاق او نیز می باشد .

هنگامی که صور عالم و حدود آن برای حق تعالی مضبوط باشد و او در جمیع موجودات سریان داشته باشد لازم می آید که خداوند متعال محدود به همۀ حدود مضبوطۀ در نزد خویش گردد.

به عبارت دیگر: ابن عربی می گوید حدود و صور عالم مضبوط نیست بنابراین حدّ حق تعالی غیر مضبوط و مجهول است پس حدّ حق محال است . در جواب می گوئیم بین مقدم و تالی هیچ ملازمه ای نیست چون تحصیل علم به حدود و صور جمیع اشیاء برای ما محال است و لکن این امر مستلزم استحالۀ محدود شدن حق تعالی به حدود همۀ اشیائی که خود می داند نمی شود چون این دو قضیه به یکدیگر ربطی ندارند و هیچ ملازمه ای بین آن دو امر موجود نیست .

حاصل آنکه قائلین نظریۀ وحدت وجود می گویند ذات حق تعالی حقیقت واحدی است که ساری در جمیع اشیاء می باشد این ایده مستلزم محدود شدن ذات او به حدود اشیائی که عند الله مضبوط است می گردد.

و هر کسی که به ادلۀ عقلیہ و نقلیه مراجعه نماید می یابد که محدودیت حق تعالی


1- شرح فصوص (قیصری ): 504.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه