تاملی در نظریه اصالت وجود و وحدت وجود صفحه 46

صفحه 46

مشاهده می کنیم که هیچ یک از مراجع مذکور ، ماهیت را امر اعتباری و انتزاعی محاسبه نمی کنند بلکه همه آنها ماهیات را امور حقیقیه می شمارند .

عقل هر انسانی به وضوح درک می کند که چیستی اشیاء دارای حقیقت و واقعیت می باشد . و لذا اگر شیئی را نام ببریم بدون آنکه چیستی و ماهیت آن روشن باشد عقل هر عاقلی از چگونگی آن پرسش می کند و آن را حقیقت و واقعیتی می داند که مسکوت مانده .

برای مثال اگر بگوئیم شیئی سوزاند _ ماهیت مجهول باشد _ فورا عقل می پرسد چه چیزی سوزاند ؟ ( ما هو ؟ ) در جواب خواهیم گفت مثلاً آتش سوزاند ، نفسِ آتش برای عقل موضوعیت دارد و امری واقعی است .

ماهیت ، درون ، نهاد و خمیر مایه یک شی ء است که موجب مغایرت و امتیاز هر یک از اشیاء خارجی از یکدیگر می شود ، عقل هر انسانی به روشنی می یابد امور مذکوره امر حقیقی و واقعی است .

از این جاست که ابن سینا به روشنی آن را امر واقعی معرّفی می نماید :

« إنّ لکلّ شی ء ماهیه هو بها ما هو ، وهی حقیقته بل ذاته » .(1)

به عبارت دیگر : هر عاقلی به بداهت عقلی ، واقعیات خارجیه را مصداق خورشید ، آب ، آتش می داند نه آنکه وجوداتی را که دارای حدود خاصّی می باشد ادراک کند سپس از آن وجودها خورشید و آتش و آب را انتزاع نماید .

و لذا عقلاء در قضایا ، محمولات را بر نفس شمس و ماء و نار حمل می کنند مثلاً می گویند : ( النار حارّه ) ( الشمس مضیئه ) و نیز هنگامی که انسانی در مقابل ماست و

با او ارتباط برقرار می کنیم هیچ گاه حکم نمی کنیم که او وجود خاصّی است و محدود به حدود است و انسانیتِ او امر اعتباری و انتزاعی است بلکه حقیقتاً واقعِ خارجی را مصداق انسان محاسبه می کنیم .


1- الشفاء المنطق : 28 .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه