تاملی در نظریه اصالت وجود و وحدت وجود صفحه 51

صفحه 51

موجود است ، یعنی موجودیّتِ وجود به خودِ اوست ، ولی ماهیّت ، بذاتها موجود نیست ، بلکه به وجود موجود است .

بنابراین ، ماهیت موجوده حقیقتا موجود است ، امّا بالذات موجود نیست ، یعنی اسناد موجودیّت به این ماهیت ، اسنادی حقیقی است ، ولی ماهیّت باقیدِ « وجود » حقیقتا موجود است ، نه بدون این قید ( فی حدّ نفسها ) : ماهیّتِ فی حدّ نفسها امری است اعتباری .

از اینرو ، می توانیم این تفسیر را « عینیت وجود و ماهیت » یا « اصالت وجود و اعتباریت ماهیت » بنامیم ، زیرا « اصیل » چیزی است که هم موجود است و هم بذاته موجود است و وجود همین گونه است . امّا ماهیت را ، گرچه حقیقتا موجود و متحققّ است ، نمی توان « اصیل » نامید ، زیرا بذاته موجود نیست ، بالغیر موجود است مگر آنکه « اصالت » تنها به معنای « وجود داشتن و متحقق بودن » باشد ، نه به معنای « وجود داشتنِ بالذات » .(1)

صاحب تفسیر مذکور معتقد است « منظور ملاّ صدرا از ماهیت ، هر امرِ موجود غیر از خودِ وجود می باشد ، بر طبق این معنا ، مفهوم ما هوی عبارت است از هر مفهومی ، جز مفهوم « وجود » که از موجودی انتزاع گردد . این معنا علاوه بر ماهیت بالمعنی الأخصّ شامل اموری چون امکان و وجوب و علّت و معلول و مانند آن نیز می شود .(2) بنابراین ماهیت امری حقیقی و واقعی و دارای ما بازاء خارجی می گردد » .(3)

ارزیابی : اوّلاً : چنانکه در تفسیر اوّل نظریه ملاّ صدرا گذشت ، او ماهیت را امری اعتباری می داند و برای ماهیت ما بازاء عینی قائل نیست و آن را حقیقی و واقعی نمی شمارد و لذا عینیتِ بین ماهیت و وجود را از قبیل عینیتِ بین امر حقیقی _ وجود _

و امر اعتباری _ ماهیت _ محاسبه می کند .


1- همان : 7 .
2- همان: 12.
3- همان : 56 ، 77 .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه