تاملی در نظریه اصالت وجود و وحدت وجود صفحه 54

صفحه 54

نیست چنان که حدّ خط _ یعنی ابتداء و انتهای آن _ آنجاست که خط تمام می شود و دیگر امتداد نمی یابد ، بنابراین ، حدّ خط ( نقطه ) ، جزئی از خط نمی تواند بود و دارای امتداد هم نیست . نیز به همان گونه که حدّ سطح ( خط ) آنجاست که دیگر سطح در کار نیست ، بلکه به انتها رسیده است ...

تا آنجا که وجود هست ، حدّی در کار نیست ، وقتی حدّ پدیدار می شود که وجود اتمام می پذیرد . پس حدّ وجود در درون وجود نیست ، در بیرونِ قلمروِ وجوداست پس ماهیات ، به دقت عقلی ، وجود ندارند ، بلکه تنها به نظر عرف موجودند ، یعنی اگر موجودیت و تحققّ را به آنها نسبت می دهیم مثلا می گوئیم انسان موجود است این نسبت تنها در عرف عقلاء و نزد « عقول جزئیه » حقیقی است ، نه به نظر دقیق فلسفی ، اسنادِ موجودیت و واقعیت به وجود اسنادی است حقیقی و « الی ما هو له » و اسنادِ موجودیت و واقعیت به ماهیات ، اسنادی مجازی و « الی غیر ماهوله » است یعنی از میان دو مفهوم « وجود » و « انسان » فقط وجود است که در خارج تحقق دارد و دیگر جایی برای موجود بودنِ انسان در خارج باقی نیست .

پس چرا عقلا چنین جمله ای بر زبان می رانند و ماهیات را نیز موجود می خوانند ؟ پاسخ این است که منشأ انتزاع ( ماهیات ) واقعیت دارد ، ولی خودشان واقعیت ندارد ماهیت که از حدّ وجود انتزاع می شود ، وجودی انتزاعی دارد ، منشأ انتزاعش _ وجود _ وجود دارد ، ولی خودش حقیقتا معدوم است لیکن چون وجود موجود است و ماهیّت نیز حدّ آن است ، عقلا حکمِ وجود را به حدّ آن ، یعنی ماهیت نسبت می دهند و مجازا می گویند انسان موجود است . چنان که حکم آب باران را برناودان هم بار می کنند و مجازا می گویند ناودان راه افتاد و گرنه ، تحقق ماهیات تحقق سرابی است .

وجود است که آب حیات است ، ماهیت چون سرابی است در بیابان که تشنگان آبش می پندارند ، یعنی فقط به نظر می آید که موجود است ، ولی فی الواقع موجود نیست ، و اینکه آن را « نمود » خوانده اند ، از همین روست » .(1)


1- هستی و چیستی در مکتب ص_درائی: 37 _ 39 و مراجعه نمائید به دررالفوائد: 1 ، 27 و توحید علمی و عینی : 167.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه