امّا بنابر تفسیر دوّم که ماهیات امور حقیقیه و واقعیه محاسبه شدند و دارای ما بازاء خارجی گشتند دیگر مبنای « نظریه وحدت وجود » فراهم نمی شود زیرا در نظریه وحدت تشکیکی ، ماهیات امور انتزاعی هستند و در « نظریه وحدت شخصی وجود » ماهیات امور عدمی پنداشته می شوند در این صورت جمع بین واقعی بودن ماهیات با انتزاعی یا عدمی بودن آنها امکان پذیر نیست .
ولی بنابر تفسیر نخست ماهیّات امور انتزاعی شمرده می شوند که در آن صورت ، مبنا و زمینه برای نظریه تشکیک در وجود مهیا می گردد .
ادّعای بداهت نظریۀ اصالت وجود و نقد آن
بعضی از قائلین به اصالت وجود قائلند که این نظریه از بدیهیات است .
مرحوم مظفر می نویسد :
« فإذا زال الالتباس واتضح للعقل معنی کلمه ( موجود ) لا یتردّد فی صحّه حملها علی الوجود ... ولا تحتاج مثل هذه القضیه وهی ( الوجود موجود ) إلی البرهان ، بل هی من الأولیّات »(1) .
ارزیابی : اوّلاً : قضیه بدیهیه اولیّه ، قضیه ای است که از تصوّر موضوع و محمول با التفات به نسبت بین آن دو ، جزم و یقین به صدق قضیه حاصل می شود .(2)
امّا در بررسی تفسیر ملاّ صدرا از نظریه اصالت وجود ، نقل کردیم که او معتقد است وصول به حقیقتِ عینی وجود ، تنها با کشف و شهود میّسر است و از راه علم حصولی و مفاهیم هرگز نمی توان به حقیقت وجود واصل شد زیرا که انقلاب حقیقت ، لازم می آید .
کما اینکه فناری می گوید :
« منع تعقّل کنه ماهیه الوجود فضلاً عن بداهته ... » .(3)
1- المنطق : 2 ، ص 284 .
2- المنطق : 2 ، ص 283 .
3- مصباح الأنس : ص 168 .