تاملی در نظریه اصالت وجود و وحدت وجود صفحه 66

صفحه 66

اعتبار دیگری برای ماهیت می شمرند و آن را اعتبار لا بشرط می خوانند که نه حیثیت خارجیت و اختلاط با عوارضِ یا تقید به وجود در آن لحاظ شده و نه حیثیت ذهنیت و خالی بودن از عوارض یا از وجود خارجی و آن را کلی طبیعی می نامند .

و معتقدند که چون کلی طبیعی هیچگونه قید و شرطی ندارد _ نه قید اختلاط و نه قید تجرید _ از این روی با هر دو اعتبار دیگر جمع می شود یعنی هم در خارج همراه با ماهیت مقیده هست و هم در ذهن همراه با ماهیت مجرده و به همین مناسبت می گویند : الماهیه من حیث هی لیست إلاّ هی لا موجوده ولا معدومه ولا کلیه ولا جزئیه .

یعنی هنگامی که توجّه ما به خود ماهیت باشد و هیچ حیثیت دیگری را در نظر نگیریم تنها مفهومی را خواهیم داشت که نه متضمن معنای وجود است و نه معنای عدم و نه معنای کلی بودن را در بر دارد و نه معنای جزئی بودن را و از این جهت هم متصف به وجود می شود و هم متصف به عدم و هم متصف به کلی می گردد و هم به جزئی ولی به عنوان صفاتی که خارج از ذات آن می باشند » .(1)

استاد فیاضی می نویسد :

« از آنجا که در عالم واقع ، ماهیت یا عین وجوداست ( ماهیت موجوده ) یا عین عدم ( ماهیت معدومه ) یعنی در خارج ، حال ماهیت از دو بیرون نیست ، یا هست یا نیست ، پس اینکه می گویند « ماهیت فی حدّ نفسها ( من حیث هی ) جز خودش نیست ، و نه موجود است و نه معدوم » فقط در عالم اعتبار و درباره ماهیتی صحیح است که عقل آن را از وجود مجزّا کرده باشد ، نه ماهیتی که هم اکنون ، پیش روی ما ، در خارج واقعیّت دارد » .(2)

حاصل آنکه این کلام « الماهیه من حیث هی لیست إلاّ هی لا موجوده ولا معدومه »


1- آموزش فلسفه : 1 ، ص 282 .
2- هستی و چیستی در مکتب صدرائی : 33 ، پاورقی 4 .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه