تاملی در نظریه اصالت وجود و وحدت وجود صفحه 67

صفحه 67

به معنای این است که ماهیت بنفسها و بدون در نظر گرفتن تشخّصات و خصوصیاتِ خارج از ذات ( ماهیت لیسیده ) فقط خودش می باشد نه موجوداست و نه معدوم و با هر دو سازگار است .

و واضح است که این گونه ماهیت جایگاهش فقط در ذهن می باشد در حالیکه بحث در تأصّل وجود یا ماهیت درباره امور خارجیه ای است که الآن در مقابل ماست(1) و درباره مصداق ماهیت به حمل شائع سخن می گوئیم و لذا این کلام مشهور بر محلّ بحث تطبیق ندارد و فقط بر ماهیت مهمله یا مطلقه که امری ذهنی است منطبق می باشد .

نا گفته نماند که در فلسفه و کلام بحثی مطرح است که ذات ممکن الوجود نسبت به وجود و عدم متساوی است یعنی ممکن نه اقتضاء وجود دارد و نه اقتضاء عدم دارد این قضیه نتیجه می دهد که ممکن برای حدوث ، نیازمند علّت خارجی از ذات خود است .(2)

و این بحث ، یک مرحله قبل از بحث اصالت وجود و ماهیت مطرح می شود زیرا هنگامی که ثابت شد ممکن نیازمند به علّت مُحدِثه است سپس بحث دیگری پیش می آید آیا خارج مصداق وجود است یا مصداق ماهیت ؟ که این همان بحث اصالت وجود و یا اصالت ماهیت می باشد .

به نظر می رسد در این بحث خلطی روی داده . زیرا کلمه ماهیت را در سخن مشهور « الماهیه من حیث هی لیست إلاّ هی » حملِ بر ماهیتِ خارجیه کرده اند در حالیکه مراد از آن ماهیت مهمله است سپس آن بحثی که در فلسفه و کلام مطرح است که می گویند « ممکن ذاتش نسبت به وجود و عدم متساوی است پس نیازمندِ علّت محدثه است » را از قضیه « الماهیه من حیث هی لیست إلاّ هی لا موجوده ولا معدومه » برداشت کرده اند و پیش خود گفته اند : « ماهیت ذاتا نسبت به وجود و عدم حالت تساوی دارد پس باید یک حقیقتی او را از این حالت استواء خارج کند و آن حقیقت جز وجود چیز دیگری نمی تواند باشد پس وجود اصیل است .


1- « محل بحث ، ماهیّت موجود در خارج است » رحیق مختوم بخش یکم از جلد اول : ص 320 .
2- کشف المراد : ص 77 _ 79 .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه