تاملی در نظریه اصالت وجود و وحدت وجود صفحه 74

صفحه 74

محاسبه می شوند دیگر جایگاهی برای نظریه وحدت وجود باقی نمی ماند .

امّا در قسم دوّم _ که نتیجه آن تحقق بالذات وجود است بدون آنکه وضعیت ماهیت روشن شود که آیا حقیقی است یا اعتباری و یا عدمی است _ نیز نمی تواند مبنای نظریه وحدت وجود قرار گیرد چون نتیجه مذکور اعمّ است و با قول عینیت وجود و ماهیت نیز سازگار است و آن را نفی نمی کند _ در این قول ماهیات امور حقیقیه و واقعیه به شمار می آیند _ .

به عبارت دیگر : مدعای قائلین اصالت وجود دو چیز است :

1 _ تحقق بالذات وجود .

2 _ اعتباری یا عدمی بودن ماهیات .

پس ادلّه اصالت وجود باید متکفّلِ اثبات هر دو جنبه باشد در حالی که این گونه نیست زیرا بسیاری از آنها تنها جنبه نخست را اثبات می کند و نتیجه ای که از آن حاصل می شود یعنی تحققّ بالذات وجود نمی تواند مبنای وحدت وجود قرارگیرد زیرا ، این نتیجه با قول به عینیتِ وجود و ماهیت _ که در آن ماهیات امور حقیقیه قلمداد می شوند _ سازگاراست .(1)

آیا أصالت وجود مستلزم وحدت وجود است ؟

اگر کسی قائل به اصالت وجود شد آیا این نظریه مستلزم وحدت وجود است ؟


1- اشکال نشود که قائل به اصالت وجود همین که برهان اقامه می نماید برای تحقق بالذات وجود لازمه اش اعتباریت یا عدمیت ماهیات است زیرا اگر ماهیات هم امر حقیقی باشد لازم می آید یک شی ء دارای دو واقعیت باشد . جواب : قائل به عینیت وجود و ماهیت نمی گوید وجود و ماهیت هر دو متحقق بالذات هستند تا اشکالی مذکور لازم بیاید بلکه می گوید وجود متحقق بالذات است و ماهیت به عَرَض وجود حقیقتا موجود است و مصداقا عین وجود است و لذا یک شی ء دارای دو واقعیت نمی شود _ مراجعه نمائید به « هستی و چیستی در مکتب صدرائی ، ص 32 _ 33 » پس کسی که اقامه برهان برای اصالت وجود می کند باید برهانش متکفل بیان وضعیت ماهیت هم باشد و گرنه صِرف اثبات تحقق بالذات وجود با قول به عینیت وجود و ماهیت هم سازگار است .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه