تاملی در نظریه اصالت وجود و وحدت وجود صفحه 97

صفحه 97

به عبارت دیگر : در حمل لفظ بر معنای خلاف ظاهر باید امکان اراده خلاف ظاهر از لفظ به حسب استعمالات وجود داشته باشد یعنی باید قرینه و علاقه بین معنای ظاهر و معنای خلاف ظاهر موجود باشد تا بعد بگوئیم که محتمل است متکلم خلاف ظاهر را اراده کرده باشد . به خلاف جائی که اصلاً از لفظ احتمال اراده خلاف ظاهر داده نمی شود مثلاً اراده استحباب از کلمه امر گرچه خلاف ظاهر است ولی به حسب استعمالات امکان دارد و تناسب و ارتباطی بین اراده استحباب از کلمه امر وجود دارد و همچنین در استعمال لفظ عام و اراده بعض افراد علاقه و تناسب موجود است امّا هیچگاه استعمال عام و اراده یک فرد نادر از نظر عقلائی صحیح نمی باشد و مستهجن است و نیز استعمال صیغه امر یا مادّه امر و اراده کراهت صحیح نمی باشد .

بعد از دانستن مقدّمه مذکور می گوئیم : بسیاری از موارد ، نتائج فلسفی و عرفانی با نصوص و ظواهر آیات و روایات در تعارضند و حمل آنها بر دعاوی فلاسفه و صوفیه از قبیل مذکور است یعنی معنای فلسفی یا عرفانی ارائه شده که خلاف ظهور آیه و روایت است هیچ تناسبی با کلام وحی ندارد .

مثلاً در روایتی از امام باقر علیه السلام در بحث حدوث عالم وارد شده که :

... انّ اللّه علا ذکره کان ولا شیء غیره ... وکان خالقا ولا مخلوق ، فاوَّل شیء خلقه من خلقه الشیء الذی جمیع الأشیاء منه وهو الماء .(1)

آنچه به روشنی از حدیث استفاده می شود حدوث عالم پس از عدم محض است ولی اگر بخواهیم روایت را بر حدوث به معنای فلسفی حمل کنیم باید بگوئیم ، خداوند متعال موجود بود و در رتبه اش شیئی نبود و مخلوقات نیز موجود بودند به « حدوث ذاتی » و « قدم زمانی » یعنی تأخّرشان رتبی است امّا أزلاً به قدم الهی موجود

بودند در حالی که معنای مذکور با معنای ظاهر در روایت که می فرماید « انّ اللّه علا ذکره کان ولا شیء غیره » هیچ تناسبی ندارد بلکه در مقابل هم اند زیرا روایت ظاهر در


1- البحار : 54 ، ص 67 .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه