- مقدمه 1
- سرآغاز 1
- پیش گفتار 4
- راویان حدیث منزلت 6
- راویان حدیث منزلت در قرون متفاوت 10
- متن حدیث منزلت و تصحیح آن 14
- به روایت بُخاری 14
- به روایت مسلم 15
- دو کتاب صحیح از دیدگاه اهل تسنّن 17
- متون دیگری از حدیث منزلت 22
- اشاره 33
- نگاهی به مقامات حضرت هارون در قرآن 33
- دلالت های حدیث منزلت 33
- اشاره 33
- 2 . وزارت 34
- 1 . نبوّت 34
- 3 . خلافت و جانشینی 35
- نگاهی به مقام ها و منزلت های علی 36
- اشاره 36
- 4، 5 و 6 . اخوت، مشارکت در رسالت، تکیه گاه محکم 36
- وزارت علی علیه السلام و دعای پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله 43
- اولویّت ویژه 44
- جایگاه ویژه 44
- شرکت در امور 47
- اصلاح و ساماندهی امور 52
- علم و آگاهی 53
- مقام عصمت 55
- مقام طهارت و پاکیزگی 57
- حدیث منزلت بیان گر خلافت امیر مؤمنان علی علیه السلام 63
- جانشینی پیامبر در اوج فضایل 64
- فرمان برداری بی قید و شرط 67
- حدیث منزلت و دیدگاه علمای اهل تسنّن 68
- اشاره 72
- تلاش هایی برای ردّ حدیث منزلت 72
- اشاره 72
- اشکال های علمی 72
- اشکال دوم: خلافت محدود 73
- اشاره 74
- پاسخ به اشکال نخست 74
- دیدگاه دانشمندان فن 76
- پاسخ به اشکال دوم 81
- حدیث منزلت از دیدگاه ابن تیمیّه 85
- ردّ دیدگاه ابن تیمیّه 88
- دیدگاه اعْوَر واسطی 92
- پاسخ به اشکال سوم 96
- اشاره 97
- 1 . پیمان برادری بین اصحاب پیامبر 97
- 2 . به هنگام ولادت امام حسن و امام حسین 100
- 3 . در خطبه غدیر خم 101
- 4 . در ماجرای بستن در خانه های اصحاب به مسجد 101
- 6 . در ماجرای دختر حمزه سیدالشهداء 102
- 7 . در حدیثی از جابر 103
- چکیده دلالت حدیث منزلت بر خلافت 104
- قراینی از حدیث 105
- قراینی خارج از متن حدیث 108
- اشاره 113
- اشکال های غیر علمی 113
- 1 . تحریف حدیث 113
- 2 . جعل حدیث منزلت برای شیخین 116
- 3 . ردّ حدیث منزلت 117
- سخن آخر 119
- «ت» 121
- «ب» 121
- «الف» 121
- «ج» 122
- «خ» 122
- «ر» 123
- «س» 123
- «ز» 123
- «ش» 124
- «ص» 124
- «ق» 125
- «ف» 125
- «ع» 125
- «ل» 126
- «م» 126
- «ن» 127
به عنوان نمونه این حدیث شریف را ملاحظه کنید.
پیامبر خدا صلی اللّه علیه و آله فرمود:
ستفترق امّتی علی ثلاث و سبعین فرقه.
پس از من امّتم به هفتاد و سه گروه تقسیم خواهند شد.
این حدیث با این تعبیر در صحیح بُخاری و صحیح مسلم نیامده است؛ ولی در سنن چهارگانه (1) موجود است. ابن تیمیّه در رد این حدیث می گوید: این حدیث در صحیحین نیامده است! (2)با این وجود که نویسندگان سنن و مسانید ؛ مانند امام احمد بن حنبل و علمای دیگر این حدیث را در کتاب های خود نقل کرده اند؛ ولی ابن تیمیّه به بهانه این که در صحیح بُخاری و مسلم نیامده است این حدیث را نمی پذیرد.
آن چه بیش از همه نظر هر انسان منصفی را به خود جلب می کند این است که اهل سنّت بر قطعی الصدور بودن احادیث صحیحین تأکید و نقل آن ها توسط بُخاری و مسلم را دلیل بر قبول روایت و نقل نکردنشان را دلیل بر ردّ احادیث می دانند؛ با وجود این هرگاه ببینند در
1- 1) . چهار کتاب دیگر معتبر اهل سنت: سنن تِرمذی، سنن ابن ماجه، سنن نَسائی و سنن ابی داوود.
2- 2) . منهاج السنّه: 3 / 456.