- گفتار علماء پیرامون شخصیت مؤلّف و ارزیابی کتاب 4
- اشتباه در انتساب کتاب 6
- آیاتی از قرآن که دستور به بحث و مجادله به شیوه ای نیکو داده و از آنان طرفداری نموده 7
- [احادیثی در فضیلت علمای شیعه ] 7
- جلد اول 7
- نامه ابو جهل به رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله پس از هجرت به مدینه و پاسخ آن حضرت به نقل از امام حسن عسکریّ علیه السّلام 7
- اشاره 7
- متن کتاب 7
- [احتجاج رسول خدا- صلی الله علیه و آله- با یهودیان مدینه ] 7
- مقدمه مؤلف 7
- اشاره 7
- معرّفی نسخه هایی که در تصحیح کتاب از آنها استفاده شده 7
- احتجاج رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله با یهودیان در جواز نسخ شرایع و غیر آن 7
- قسمتی از فرمایشات پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله پیرامون جدال و احتجاج و مناظره با مخالفان اسلام 7
- [تعیین اسامی مبارک ائمه اطهار- علیهم السلام- از طرف پیامبر- صلی الله علیه و آله-] 8
- گوشه ای از حوادث پس از وفات رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله از لجاجت و جدال در امر خلافت از هر دو گروه حقّ و باطل گرفته تا اشاره به عدم پذیرش امارت حضرت علیّ بن أبی طالب علیه السّلام و تمام دسیسه ها 8
- [پاسخ رسول خدا- صلی الله علیه و آله- به سؤال مرد یهودی ] 8
- «احتجاج رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله بر منافقین» «در جریان مکر آنان در راه تبوک در شب عقبه» 8
- [حدیث لوح فاطمه- سلام الله علیها-] 8
- [حدیثی قدسی در تعیین اسامی مبارک ائمه- اطهار علیهم السلام-] 8
- احتجاج رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله در روز غدیر خمّ بر تمام مردم- در ولایت علیّ بن أبی طالب و سایر فرزندانش از امامان معصوم علیهم السّلام- 8
- تعیین ائمّه اطهار پس از پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و احتجاج خداوند متعال به جایگاه ایشان بر تمام مردم 8
- احتجاج حضرت زهرا علیها السّلام در باره فدک و سخنان آن حضرت هنگام فوت در باره امامت 9
- «احتجاج سلمان فارسیّ رضی اللَّه عنه بر عمر بن خطّاب در پاسخ به نامه ای که به او نگاشت 9
- نامه حضرت امیر علیه السّلام به أبو بکر پس از شنیدن محرومیت حضرت زهرا علیها السّلام از فدک 9
- احتجاج سلمان فارسیّ علیها السّلام پس از وفات پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله در نکوهش امّت در عهدشکنی از حضرت امیر علیه السّلام 9
- احتجاج أمیر المؤمنین علیه السّلام در برابر اظهار انبساط أبو بکر از بیعت مردم 9
- احتجاج أمیر المؤمنین علیه السّلام بر قوم پس از وفات عمر بن خطّاب بر پنج تن از اهل شوری برای اولویّت خود 9
- احتجاج ابیّ بن کعب بر قوم مانند احتجاج سلمان 9
- احتجاج حضرت امیر علیه السّلام با توسّل به کتاب و سنّت بر أبو بکر و عمر وقتی فدک را از حضرت زهرا علیها السّلام غصب نمودند 9
- اشاره 10
- احتجاج حضرت أمیر علیه السّلام بر گروه زیادی از مهاجر و انصار با کلامی شیوا پیرامون فضیلت خود با استناد به احادیث نبویّ 10
- [سخن ابو ذر- رضی الله عنه- در جمع آوری قرآن ] 10
- [خطبه ابو ذر غفاری- رضی الله عنه-] 10
- اشاره 11
- [سؤالات عالم یهودی از حضرت- امیر علیه السلام-] 11
- اشاره 11
- [احتجاج آن حضرت- علیه السلام- با رأس الیهود] 11
- اشاره 11
- احتجاج أمیر المؤمنین علیه السّلام در اینکه چرا با ناکثین و قاسطین و مارقین جنگید ولی در برابر أبو بکر و عمر سکوت فرمود 11
- احتجاج حضرت أمیر علیه السّلام بر قائلین به رأی در احکام شرع و نکوهش اختلاف علما در فتوی و دخالت افراد نااهل در احکام میان مردم و بیان وجه اختلاف در دین و روایت از رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله 11
- اشاره 11
- احتجاج أمیر المؤمنین علیه السّلام پس از ورود به بصره با گروهی از لشکریانش پیرامون تقسیم غنائم 11
- [بیانات آن حضرت- علیه السلام- در باره روزگار فتنه ] 11
- [بیان آن حضرت- علیه السلام- در باره سعد و نحس ستارگان ] 11
- [حدیث ام سلمه ] 11
- احتجاج أمیر المؤمنین علیه السّلام در پاسخ نامه ای به معاویه و دیگر موارد که آن از بهترین احتجاجات است 11
- [سؤالات راهب رومی از حضرت امیر- علیه السلام-] 11
- اشاره 11
- [بیان آن حضرت- علیه السلام- در آفرینش مورچه ] 11
- [خطبه ای از آن حضرت در ذم طلحه و زبیر] 11
- [خطبه شقشقیّه] 11
- [سخنان حضرت امیر- علیه السلام- در کارزار جمل ] 11
- «احتجاج آن حضرت در باره توحید خداوند و تنزیه پروردگار از آنچه سزاوار» «مقام اولوهیّت نبوده و مخصوص مخلوق است؛ از جبر و تشبیه و حرکت و متغیّر شدن» «و زوال و از حالی به حال دیگر منتقل گشتن، که در ضمن کلمات و محاورات خود بیان فرموده است» 11
- [خطبه آن حضرت- علیه السلام- پس از بیعت ] 11
- احتجاج حضرت أمیر علیه السّلام بر یکی از یهودیان و غیر او در انواع علوم 11
- احتجاج أمیر المؤمنین علیه السّلام بر خوار وقتی آن حضرت را مجبور به تحکیم نموده سپس مخالفت نموده و بر او شوریدند و آن حضرت با حجّت ایشان را مجاب و قانع ساخت که مبدء این خطا خودشانند 11
- [پاسخ آن حضرت- علیه السلام- به پرسشهای ابن کوّاء] 11
- [پاسخ آن حضرت- علیه السلام- به پرسشهای ابن کوّاء] 11
- [بیانات آن حضرت- علیه السلام- در باب بدعتها و رأی و قیاس ] 11
- احتجاج آن حضرت بر فردی که مدّعی بود بیمار از دارو شفا یابد نه از خدا و بر منجّمان قائل به احکام ستاره ها، و بر کاهنان و ساحران 11
- احتجاج أمیر المؤمنین علیه السّلام بر ناکثین ضمن ایراد خطبه ای در همان زمان که بیعت خود با او شکستند 11
- احتجاج آن حضرت با أصحاب خود پیرامون عهد و بیعت ایشان و تحریک مردم برای جنگ با اهل شام 11
- - همچنان که در صفحه 61 وعده کرده بودیم اینک توضیح مطلب: 11
- [بیانات آن حضرت- علیه السلام- در علت اختلاف حدیث ] 11
- «احتجاج حضرت أمیر علیه السّلام بر یکی از علمای کتاب خوانده یهود» «پیرامون معجزات پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و بسیاری از فضائل آن حضرت» 11
- [نامه محمد بن أبی بکر به معاویه ] 11
- اشاره 11
- [حدیث طیر مشویّ ] 11
- [بیان آن حضرت علیه السلام در قضاء و قدر] 11
- اشاره 11
- احتجاج آن حضرت علیه السّلام بر زندیقی که بر آیات متشابه نیازمند تأویل استدلال بر اقتضای تناقض و اختلاف در آن نمود و مسائل دیگر 11
- کلامی احتجاج گونه از أمیر المؤمنین علیه السّلام در توبیخ أصحاب خود بخاطر کوتاهی در جنگ با معاویه 11
- [بیان رسول خدا- صلی الله علیه و آله- در باره دجال ] 11
- احتجاج امّ سلمه رضی اللَّه عنه همسر گرامی پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله بر عائشه در مخالفت با خروج او به جنگ با أمیر المؤمنین علیه السّلام 11
- [پاسخ معاویه به نامه محمد بن أبی بکر] 11
- احتجاج أمیر المؤمنین علیه السّلام بر زبیر و طلحه وقتی قصد خروج بر آن حضرت نمودند و اینکه آنان بدون توبه از شکستن بیعت از دنیا رفتند 11
مغالطه کنند و بسخنان باطل بر خصم فائق گردند، پنجم آنکه بشعر و تخییل حجّت آورند. خداوند بسه وجه أوّل امر فرمود، چون مغالطه و شعر مناسب اثبات اصول و فروع دین نیست. أوّل فرمود: سوی پروردگار خویش خوان بعقل و دلیل و حکمت، و آن را حکما برهان گویند، دوم بدلیل ظنّی و مرغوب و موعظه و پند، و آن را حکما خطابه گویند، و از این دو گذشته مجادله در سخن و اسکات مخالف را بوجه نیکو کن، و آن را حکما جدل گویند، و این از معجزات علمی قرآن است».
باری این کتاب شریف از ابتدای تألیف تاکنون گذشته از محتوا به جهت اینکه مؤلّف آن استاد ابن شهر آشوب رحمه اللَّه صاحب مناقب) شخصیت بزرگوار جهان تشیّع بوده، پیوسته مورد توجّه همگان قرار داشته است.
متن کتاب همچنان که در مقدّمه مؤلّف بزرگوار نیز مذکور است جهت جلوگیری از اطناب، عاری از سند حدیث و سلسله روات و بطور کلّی نقل سند می باشد، بجز احادیث منقول از تفسیر امام حسن عسکریّ علیه السّلام، ولی متن آن منقول از مصادر بحار الأنوار می باشد.
باری در ترجمه این کتاب شریف از تمام امکانات کمال استفاده را بردم، امکاناتی همچون نسخه های متعدّد، نفس مصادر، شرح علمای امامیّه، و در آخر، از همه تعلیماتی که از محضر استاد معظّم علی أکبر غفّاری- أیّده اللَّه تعالی- آموخته بودم کمال بهره را بردم و
همچنان که از ابتدا آرزوی من بود تمامی آنها را در ذیل أحادیث نگاشتم، چه آنها که در محضر ایشان تعلیم دیده بودم و چه آنها که در ذیل کتب حدیثی نگاشته بودند.
در اعراب و ضبط لغات و مفاهیم متن عربی از نکاتی که در بیانات مرحوم علّامه مجلسیّ در بحار الأنوار یا مرآه العقول یا در کتب دیگر آمده بود غافل نشدم و همه را منظور داشتم.