- پیشگفتار 1
- اشاره 4
- اساتید سید مرتضی 5
- مختصری درباره کتاب المقنع فی الغیبه 11
- زمان و سبب تألیف کتاب 14
- اشاره 16
- اشاره 24
- دیدگاه سایر فرقه ها 25
- اشاره 34
- لزوم حفظ کردن اصول بحث 36
- تقدم اصول بر فروع 38
- فرع قبل از اصل هرگز 40
- اعتماد بزرگان بر این روش 41
- فرق بین دو روش 43
- اشاره 45
- برتری این روش در بحث غیبت 45
- تأکید بر حفظ سیر موضوعی بحث 46
- اشاره 75
- تکلیف غیر مقدور 76
- اشاره 83
- اشاره 86
- حد تأثیر غیبت بر نقش امام 86
- اشاره 92
- دیدن کارها توسط خود ایشان 93
- شهادت دادن شاهدان نزد حضرت 94
- اقرار در نزد امام 96
- اشاره 108
- جواب بر طبق روش مخالفین 108
جز اینکه باید دانست که چنین تقصیری اگرچه لازم نیست کفر باشد یا همانند تکذیب امام (علیه السلام) و شک در صدق آن حضرت بشمار آید با اینهمه گناه و خطا بشمار می آید، البته گناه و خطایی که منافاتی با ایمان واستحقاق ثواب ندارند.و در این تقدیر دوست و ولیّ امام، ملحق به دشمن حساب نمی شود. زیرا دشمن در حال حاضر در مورد امامت به چیزی که گناه کبیره و موجب کفر اوست اعتقاد دارد، بخلاف دوست و ولیّ که در حال حاضر جز ایمان وتسلیم ندارد.آنچه در آینده سبب کفر می شود در حال حاضر کُفر نیست:آنچه که این گفتارِ ما را - که هرچه به منزله سبب برای کفر است لازم نیست در حال حاضر کفر باشد - روشن می سازد، اینست که فرض کنیم شخصی در مورد فردی توانا از بین ما اعتقاد پیدا کند که «او بدرستی می تواند در غیر خودش از اجسام دیگر، کاری را بدون هیچگونه تماسی با آن انجام دهد و به شکل غیر مباشر، در آن تصرفاتی خارق العاده کند.»این مطلب خطا و جهالت است و کفر نیست.از طرف دیگر محال نیست که در باره همین شخص - با همین اعتقاد - علم داشته باشیم که اگر یک پیغمبری ظهور کرد و مردم را به نبوت خویش فرا خواند و معجزه اش را همین قرار داد که خداوند بدست او کاری را انجام دهد بگونه ای که اسباب بشری به آن نرسد - که خود این کار حتماً