کلم الطیب صفحه 28

صفحه 28

بنابراین موجودات عالم وجود منحصر بحالت دوم(یعنی موجودات حادثی که موجود قدیمی با آنها باشد)خواهد بود و مطلوب همین است (1).

بیان دوم اینکه مراد از حادث که در طریق استدلال متکلمین است (2)حادث بالذات است یعنی موجودی که مسبوق بسبب و علت باشد که مساوق و مرادف با ممکن است و مراد از قدیم،قدیم بالذات است-یعنی-وجودی که مسبوق بغیر نباشد که مساوق و مرادف با واجب و منحصر باو است بنابراین،این طریق عین طریق حکماء و بیانش همان طریق اول است.

طریق سوم: این طریق را طریق اثر و مؤثر نامند و بیانش این است که بدیهی است هر اثری محتاج بمؤثر و هر فعلی نیازمند بفاعل و هر مصنوعی ناگزیر از صانع است و محال است که اثری بدون مؤثر و یا فعلی بدون فاعل و یا مصنوعی بدون صانع پیدا شود چنانکه اگر جای پائی در جاده مشاهده گردد عقل حکم میکند که راهروی از آنجا عبور نموده و یا اگر ساختمانی دیده شود عقل حکم کند که سازندۀ آن را ساخته است،همچنین اگر انسان در آفرینش آسمان و زمین و خورشید و ماه و ستارگان و حرکات و اوضاع و احوال آنها بدقت نظر کند و نیز در خلقت خود و سایر موجودات از حیوانات و نباتات و جمادات و غیره تفکر و تأمل نماید آثار علم و قدرت و حکمت و صنعی را مشاهده میکند که مسلما از خود آنها نبوده و از تحت اختیارشان بیرون است لذا عقل حکم میکند که باید آنها مقهور اراده مدبر حکیمی باشند که این صنایع عجیبه و بدایع غریبه آثار وجود او است و صرف


1- 1) این تقریر مورد پسند حکماء نیست برای اینکه این تقریر فقط موجود قدیمی را اثبات میکند و آنها قدیم را منحصر بواجب الوجود نمیدانند بلکه عقول و نفوس را هم قدیم میدانند و میگویند«آنها همیشه بوده اند چون معلول حقند و انفکاک معلول از علت محال است»ولی در بحث قدرت بیاید که هر ممکنی حادث و مسبوق بعدم است اگر چه اسم زمان بر وی نتوان گزارد چون خود زمان هم ممکن و مسبوق بعدم است لذا این تقریر نیز تمام است.
2- 2) استدلال آنها این ستکه عالم حادث است و هر حادثی محتاج بمحدث است پس اگر محدث آن حادث باشد بدور یا تسلسل منتهی شود لذا باید قدیم و بی نیاز از سبب باشد.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه