کلم الطیب صفحه 603

صفحه 603

اما بدن از مواد عنصریه تشکیل شده و نشو و نماء و حیات آن بواسطه دو قوه و دو روح است،یکی روح نباتی و آن قوه ایست که در نباتات و حیوانات نیز هست و موجب نشو و نمای آنها هم میباشد؛و دیگر روح حیوانی و آن بخاری است که از لطیفه خون در قلب تولید و بمغز متصاعد میگردد و بواسطه رگهای زننده در تمام اعضای بدن سیر مینماید و بواسطه همین روح حیوانی است که انسان میگوید:و میشنود و میبوید و حس و حرکت میکند و آن در سایر حیوانات نیز هست،و چون نور چراغی است که از نفت و امثال آن تولید میشود که آن بآن معدوم و موجود میگردد و دارای قوت و ضعف میباشد و همین روح است که بمردن معدوم میشود،و طبیعیان در انسان روحی جز این روح بخاری قائل نبوده و لذا میگویند روح انسان بمردن معدوم میشود و بعث و زنده شدنی دیگر برای او نیست «إِنْ هِیَ إِلاّٰ حَیٰاتُنَا الدُّنْیٰا نَمُوتُ وَ نَحْیٰا وَ مٰا نَحْنُ بِمَبْعُوثِینَ» (1)(زندگی جز این حیات دنیوی نیست می میریم و زنده می شویم و ما برانگیخته نخواهیم شد).

اما روح انسانی که ما به الامتیاز انسان از سایر حیوانات است و از آن بجوهر ملکوتی و لطیفه ربانی و نفس ناطقه انسانی و گاهی به عقل و قلب از آن تعبیر می کنند،جوهری است مجرد از ماده و صورت که از جسمیت و لوازم آن آن عری بوده نه دارای ابعاد و نه قابل قسمت و تجزیه و نه محتاج بمکان و نه حال در چیزی و نه محل چیزی واقع می شود،و در کیفیت تعلق این روح ببدن اقوالی گفته اند.

بعضی براکب و مرکوب،و برخی بناخدا و کشتی،و بعضی بسلطان و مملکت،و برخی بآب در گل،و عدۀ بچراغ در فانوس و غیر اینها تشبیه کرده ولی آنچه محققین گفته اند تعلق روح ببدن تعلق تدبیری و ارتباطش ارتباط


1- 1) سوره مؤمنون آیه 39
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه