کلم الطیب صفحه 635

صفحه 635

آیه شریفه «کَمٰا بَدَأْنٰا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِیدُهُ» (1)(چنانچه او را در آغاز خلقت بیافریدیم بازگردانیم )و آیه «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ» (2)(او اول و آخر است) و گفتند هلاکت و فناء و اعاده خلق و آخریت اقتضا می کند که موجودات بکلی معدوم گردند.

و جواب اینست که هلاکت و فناء و اعاده با تغییر صورت صدق میکند، و آخر بودن خدا نیز معنایش این نیست که هیچ موجودی جزا و باقی نماند، بلکه مراد این ستکه تغییر و انقلابی در ذات واجب الوجود نیست علاوه بر اینکه بفرض در این آیات ظهوری در انعدام کلی باشد برای انصراف از این ظاهر،آیات و اخبار متقدمه کافی است.

بنابراین جای هیچ اشکالی نیست که انسان،بلکه جمیع موجودات معدوم صرف نمیشوند تا اینکه در بازگشت آنها اعاده معدوم لازم آید و معاد همان جمع اجزاء متفرقه و افاضه صورت انسانی بآنهاست.

مقصد دوم در اصل مسأله اعاده معدوم: بسیاری از حکماء و محققین مانند صدر المتالهین و حکیم سبزواری و فخر رازی و غیر اینها قائلند که اعاده معدوم محال است،بلکه بعضی مدعی شدند که امتناع آن ضروری و بدیهی است، چنانچه حکیم سبزواری گوید:(اعاده المعدوم مما امتنعا و بعضهم فیها الضروره ادعی)و بر امتناع آن بوجوهی استدلال کرده اند:

1-معدوم صرف اشاره باو ممتنع است و چیزی که قابل اشاره نباشد بصحت عود آن نمیتوان حکم کرد.

2-اگر معدوم بنفسه اعاده شود لازم آید تخلل عدم بین شیء و نفس آن، و این محال است.

3-اگر معدوم بنفسه اعاده شود تسلسل در آن لازم آید و این محال است.


1- 1) سوره انبیاء آیه 104
2- 2) سوره حدید آیه 3
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه