کلم الطیب صفحه 641

صفحه 641

برزخ)و امر وجودی است و نسبتش با حیوه نسبت تضاد میباشد،باین معنی که حیوه انسانی عبارت از تعلق روح انسانی باین بدن عنصری،و موت عبارت از تعلق همین روح ببدن مثالی میباشد،بنابراین حیوه و موت انسانی دو نوع انتقال و تعلق است.

و شواهد این مدعا بسیار است از آن جمله.

1-در قرآن کریم میفرماید: «الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیٰاهَ» (1)(آنچنان خدائی که مرگ و زندگی را بیافرید)در این آیه خداوند نسبت آفرینش بموت داده و تا امر وجودی نباشد قابل آفرینش نیست.

2-در آیات شریفه قرآنی از موت بتوفی تعبیر شده و توفی اخذ بقوه است و این عبارت از گرفتن روح انسانی و انتقال او بعالم دیگر است،مانند آیه شریفه «اللّٰهُ یَتَوَفَّی الْأَنْفُسَ حِینَ مَوْتِهٰا» (2)(خداوند روح ها را هنگام مرگشان میگیرد)و مانند «وَ لَوْ تَریٰ إِذْ یَتَوَفَّی الَّذِینَ کَفَرُوا الْمَلاٰئِکَهُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبٰارَهُمْ وَ ذُوقُوا عَذٰابَ الْحَرِیقِ» (3)(اگر میدیدی زمانی که فرشتگان روح کفار را قبض می کنند درحالی که بر روی ها و پشتهایشان می زنند و میگویند عذاب سوزان را بچشید)و مانند «حَتّٰی إِذٰا جٰاءَ أَحَدَکُمُ- الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنٰا وَ هُمْ لاٰ یُفَرِّطُونَ» (4)(تا اینکه یکی از شما را مرگ فرا رسد،فرستادگان ما روحشان را بگیرند و آنان تقصیر و تأخیر نکنند).

3-از ملک الموت در اخبار بقابض ارواح تعبیر شده و قبض گرفتن شیء موجود است.

4-موت جزو عقائد شمرده شده«اشهد ان الموت حق»و بدیهی است مجرد


1- 1) سوره ملک آیه 2
2- 2) سوره زمر آیه 43
3- 3) سوره الانفال آیه 52
4- 4) سوره انعام آیه 61
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه