کلم الطیب صفحه 66

صفحه 66

و بعضی مرجع جمیع صفات را بصفات سلبیه دانسته و گفته اند مراد از اینکه خدا عالم یا قادر یا حی است این ستکه جاهل یا عاجز یا میت نیست و همینطور مراد از سایر صفات نفی اضداد آنها است و استدلال کرده اند باینکه فهمیدن کنه ذات و حقیقت صفات از قدرت بشر خارج،و آنچه فهمش مقدور و قابل تعقل میباشد همین سلوب و اضافات است(یعنی صفاتی که باید از وی سلب نمود)و فاضل مقداد(رحمه اللّه)نیز این نظر را تأیید کرده است.

لکن این مطلب درست نیست برای اینکه اولا-اینها بین مفهوم و مصداق اشتباه کرده اند،چه مفهوم علم و قدرت و حیوه و نظائر آنها از صفات واجب- الوجود از واضحات و بدیهیات و امور وجدانی است و هر کس میتواند آن را درک کند ولی مصداق آنها که از هر جهت(عدّت و مدّت و شدّت)غیر متناهی است از فهم ممکن خارج است نظیر وجود او که مفهومش از هر چیزی واضح تر است لکن مصداق و حقیقت آن در غایت خفا است و درکش برای ممکن محال است.

و ثانیا-جهل و عجز و موت و امثال اینها امور عدمی هستند-یعنی-جهل عدم علم و عجز عدم قدرت و موت عدم حیوه است و نسبت بین جهل و علم،قدرت و عجز،موت و حیوه،نسبت عدم و ملکه است نه نسبت اضداد،باین معنی که جهل عدم علم است از کسی که شأنش عالم بودن است و عجز عدم قدرت است از کسی که شأنش قدرت داشتن است و همینطور سایر صفات ثبوتیه نه اینکه جهل و علم یا عجز و قدرت دو امر وجودی باشند که با هم جمع نشوند نظیر سفیدی و سیاهی، و در نسبت عدم و ملکه برگشت سلب بوجود است نه برگشت وجود بسلب مثلا اگر گفته شود خدا جاهل نیست معنایش این ستکه عالم است چه جهل امر عدمی میباشد و سلب امر عدمی نفی نفی است که عین اثبات میشود و باصطلاح سلب سلب عین وجود است.

و اگر جهل و عجز و امثال اینها امور وجودی و ضد علم و قدرت باشند چنانچه توهم کرده اند سلبش از واجب الوجود موجب محدودیت میشود زیرا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه