کلم الطیب صفحه 69

صفحه 69

از وجود و ماهیت میباشند،بنابراین جمیع اقسام جوهر مرکب و دارای اجزاء است و لو وهمی،و عرض چون قوامش بجوهر است همین که ترکیب جوهر ثابت شد ترکیب عرض نیز ثابت خواهد شد.

و دلیل دیگر-بر نفی این صفات اینست که اجسام و جواهر و اعراض حادث و مسبوق بعدم و محتاج بعلت موجده اند و خداوند قدیم و بی نیاز از علت است.

علاوه بر اینکه جسم محتاج بمکان،و عرض محتاج بمحل و موضوع است و احتیاج در ذات واجب الوجود راه ندارد.

و نیز اجسام و اعراض محل حوادث و تغییراتند و خداوند محل حوادث نیست چنانچه بیاید.

خداوند در محل و جهتی نیست: یکی از اموری که بر نفی جسمیت و عرضیت مترتب است نفی محل و جهت است و مراد از نفی محل این ستکه خداوند در چیزی حلول نمیکند،چنانچه نصاری خیال کرده اند که در عیسی علیه السّلام حلول نموده و یا صوفیه گمان نموده اند که در دل عرفاء حلول کرده و یا غلاه از شیعه معتقد شدند که در ائمه اطهار حلول نموده است و برای حلول پنج معنی میتوان تصور نمود.

اول-حلول عرض در جسم،مانند شیرینی در قند که جسم را محل و موضوع و عرض را حال(بتشدید لام)و عارض گویند.

دوم-حلول جسم در جسم مانند حلول مظروف در ظرف،مثل آب در کوزه.

سوم-مخلوط شدن و حل شدن جسمی در جسم دیگر،مانند حلول انگبین در سرکه.

چهارم-تعلق چیزی بچیز دیگر،مانند تعلق روح ببدن.

پنجم-قیام چیزی بچیز دیگر،مانند قیام اثر بمؤثّر،و حلول بهر پنج معنی در باره واجب الوجود محال است.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه