متن و ترجمه توحید صدوق صفحه 644

صفحه 644

1- و کذا أن یعلم أن الحق باطل، و هذا عام لکل أحد من الناس، و ذلک لان الیقین من صنع الرب تعالی، و لا یصنع فی عبده الیقین بما خالف الحق، بل اما یصنع الیقین أو لا یصنع، و لما رواه العیّاشیّ فی تفسیره عن الصادق علیه السّلام انه قال «لا یستیقن القلب ان الحق باطل أبدا و لا یستیقن أن الباطل حقّ أبدا، فاما المخالفون للحق الآخذون الباطل مکان الحق أو الحق مکان الباطل فهم اما مستیقنون بأنفسهم جاحدون بألسنتهم أو شاکون و ان استدلوا علی ما بأیدیهم، و الا لم یتم الحجه علیهم لان الیقین حجه بنفسه مع أن للّه تعالی الحجه البالغه علی جمیع خلقه، و الحاصل أن متعلق یقین القلب حقّ أبدا، و أمّا الاباطیل فهی وراء الیقین، فمن ادعی الیقین بباطل فهو کذاب مفتر.

2- الظاهر أن نقل هذا القیل من الصدوق رحمه اللّه.

3- ان قلت: ان کان المراد بالشقاوه و السعاده بحسب ما یراه الناس فالنقل ثابت من کل منهما الی الآخر کما نطق به الحدیث الرابع و شهد به الواقع، و ان کان المراد بهما بحسب ما فی علم اللّه فلا نقل أصلا لان ما علمه تعالی لا یتغیّر، قلت: انّ الکلام منصرف عن هذا البحث بل المراد أن اللّه تعالی یلطف بأمور لبعض من یسلک سبیل الشقاوه فیقربه من سبیل السعاده لمصالح لشخصه او لغیره سواء ختم أمره بالسعاده أو بالشقاوه، و لا یمکر بمن یسلک سبیل السعاده بأمر فیقربه من سبیل الشقاوه سواء أیضا ختم أمره بها أو بها. و الشاهد له الحدیث السابع من الباب التالی، و لا یبعد أن یکون الکلام ناظرا الی مسأله البداء.

ترجمه:

حدیث کردند ما را محمد بن حسن بن احمد بن ولید رضی گفت که حدیث کردند ما را محمد بن حسن صفار و سعد بن عبد اللَّه هر دو گفتند که حدیث کرد ما را ایوب بن نوح از محمد بن ابی عمیر از هشام بن سالم از حضرت صادق (ع) که در قول خدای عز و جل وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ که ترجمه اش اینست و بدانید که خدا حائل و مانع می شود در میان مرد و دل او فرمود که حائل می شود در میان او و میان آنکه چنان بداند که باطل حق است و بعضی گفته اند که خدای تبارک و تعالی حائل می شود در میان مرد و دلش بمردن و مرگ حضرت صادق (ع) فرمود که خدای تبارک و تعالی بنده را از بدبختی نقل میکند بسوی نیک بختی و او را از نیک بختی بسوی بدبختی نقل نمیکند.

59- باب نفی الجبر و التفویض

«باب پنجاه و نهم» در نفی جبر و تفویض

اشاره

و جبر معروف است و تفویض در لغت بمعنی کار را بکسی واگذاشتن باشد و مراد از آن اینست که خدا امر را ببندگان گذاشته که هر چه خواهند کنند بدون مدخلیت آن جناب از توفیق و خذلان هر دو باطل است و حق اثبات امر بین الامرین است که نه صرف جبر باشد و نه محض تفویض بلکه امر ثالثی است که بشکستن صورت هر یک مزاجی گرفته غیر از مزاج هر یک نظیر سکنجبین نیست بسرکه و انگبین نه آنکه قدری از آن باشد و قدری از این چنان که مذکور خواهد شد.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه