میراث حوزه اصفهان جلد 3 صفحه 219

صفحه 219

غیر مؤمن ز آنکه ذرات جهان مظهر حقند اگرچه ای جوان

لیک مؤمن بنده این عالم است جمله اشیاء را نتیجه آدم است

آدمی را خواست تا پیدا کند خلق عالم را بر او شیدا کند

از وجود خاص نور عام کرد جوهر اول مر او را نام کرد

کرد از و ظاهر وجود کائنات فهم کن این نکته را ای پاک ذات

آن بود راز محمّد(ص)ای ندیم عقل اول نیز در نزد حکیم

آدمی معنی همین است ای پسر بشنو از من تا چه می گویم خبر

سالکان کین راه حق را رفته اند نام این،روح اضافی گفته اند

اصل این روح است ای جان پدر روح هرجسمی از این آمد به در

در مثل میدان که چون کلّی است این حصّه هرجسم چون جزوی از این

لیک ترتیب است اینجا ای فقیر بشنو از من جمله را و یادگیر

***

در بیان مراتب عالم ارواح

آن خداوند کریم کارساز قادر پروردگار بی نیاز

چون نظر بر جوهر اول را فکند از ضیاء بگداخت جوهر بی گزند

بر سر آمد زبده جوهر روان روح خاتم آفرید از وی همان

بعد از آن باقیّ جوهر جوش کرد در نظاره خویش را مدهوش کرد

بار دیگر زبده اش آمد پدید از وی ارواح اولوالعزم آفرید

هم برین ترتیب ای جان پدر زبده باقیّ جوهر شد دگر

از وی ارواح رسل را آفرید آن خدای خالق عرش مجید

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه