میراث حوزه اصفهان جلد 3 صفحه 221

صفحه 221

چارده در عالم ارواح شد مثل این در عالم اشباح شد

ای به معنی کرده جان و دل گرو سه مرکّب شد از اینها خوش شنو

جسم حیوانی،نباتی،معدنی فهم کن گر دم ز معنی می زنی

مثل این حرف تهجّی را بدان بیست و هشت آمد برو بشمر بخوان

سه مرکّب شد از اینها مثل این این چنین دیده است چشم راست بین

اسم و فعل و حرف شد اصل کلام هم چنان کز آن سه عالم را بدان (1)

***

مثنوی در خلاصه سخن

پس بدان ای عارف پاک اعتقاد آنکه این بنیاد را زیبا نهاد

روح تو از جوهر پاک آفرید تو ز نادانی تو را دانی پلید

پرتو انوار ذاتی ای فقیر تا نه پنداری ورا چیزی حقیر

تو به معنی از ملایک برتری لیک در صورت بماندی از خری

دارد این صورت چه نیکان و بدان اعتباری نیست صورت را بدان

بهر آن دادند این صورت تو را تا بدانی کردگار خویش را

با عناصر پای هایت بسته اند پرّ و بالت را بدان اشکسته اند

تا نپری سوی اصل خویشتن زین سبب کردند محبوس بدن

چون عناصر شد میانت را کمر بهر آن گفتند نامت را بشر

ورنه تو خود روح پاکی ای پسر تا نپنداری که خاکی ای پسر


1- (1)) قافیه بیت به صورت زیر صحیح است: اسم و فعل و حرف شد اصل کلام همچنان کز آن سه عالم را تمام
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه